محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

125

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

احوال امير خان تركمان افتاده زمام مهمّات ممالك آذربيجان « 1 » در قبضهء اقتدار او نهاد و يكى از اخوات محترمات را با او در سلك ازدواج انتظام داد و خان عاليشأن به تشريفات عاليه سرافراز گرديده علم توجه بصوب آن ديار برافراشت . پس از آن سلطان حسين خان را به نصيحت على قليخان بدار السلطنهء هراة فرستادند و او نيز اين راه را طى كرد . بعد از وصول كلمهء چند از لطف و قهر پادشاه عدالت بهر ، گاه بشيوهء سر و گاه بطريق جهر خاطرنشان فرزند ارجمند نمود و برين نهج جواب شنيد كه اگر نواب سپهر جناب و اركان دولت حشمت انتساب با اين بندهء كمين بر سر لطف و شفقت‌اند و در مقام عناد و فساد نيستند و ارادهء مكر و غدر ندارند ، بايستى كه شاهزاده‌اى كه نامزد اين غلام كمترين كرده‌اند مصحوب تو كه پدرى ، و خصوصيت محرميّت نسبت به بنده‌دارى ، بارسال آن بنده را سرافراز فرمايند . پس از آن ، بهر جهت مأمور گردم ، بجان و سر ايستادگى كرده شيوهء اطاعت و فرمانبردارى بتقديم رسانم . پدر جواب معقول پسر شنيده ناچار مراجعت نمود و آنچه ديده و شنيده بود دربارگاه جهان پناه عرض نمود و اركان دولت صورت تدبير ديگر پيش نظر اعتبار آورده ، ولى خليفه شاملو را بحكومت قاين فرستادند به گمان آنكه چون خليفه از اعاظم امراى شاملوست و ريش سفيد اين قوم است ، هرگاه او در قاين باشد ، مجموع شاملو برو اتفاق نموده ، او را مقدّم و پيشواى خود خواهند دانست ؛ بعد از آنكه صورت اين مقصود در آيينهء مراد روى نمايد با سهل وجوه ، مهم على قليخان سامان مىپذيرد . بنابرين ، نشان حكومت ولايت قاين بر نهج مذكور شد ، مرقوم گرديده خليفه لواى توجه بصوب مقصد برافراشت و چون مكرّر گفت و گوى عجيب و پندار و آوازهء غرور و استكبار خان هرات مذكور السنه و افواه گشته بود ، ولى خليفه رعايت

--> ( 1 ) - د : آذربايجان .