محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

87

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

قزلباش بعد ازين ارادهء جنگ و جدال و سر و برگ حرب و قتال ندارند خوشحال شد و به اين خيال محال مطمئن و فارغبال نشسته لواى عيش و نشاط برافراشت و با هم صحبتان مرغوب و نديمان مطلوب و جوانان خوب ، نواى ساز و قانون بذروهء گردون رسانيده از لوازم فراغت و شادمانى دقيقه‌اى مهمل و نامرعى نميگذاشت . شعر بر آراسته بزم عيش و نشاط * فكنده پى استراحت بساط نديمان خوش لهجهء بذله گوى * جوانان مه چهرهء زهره خوى ترنّم سرايان ناهيد ساز * خوش آواز و خوش نغمه و خوش‌نواز به اين ساز و قانون شب و روز او * گذشتى ز اقبال فيروز او القصه قيطاس پاشا با فراغ خاطر و جمعيّت وافر ، دل بر حكومت آن ديار نهاده امرى كه موجب توزّع ضمير و باعث تفرّق خاطر خطير تواند شد تصور نميكرد ، خصوصا عبور و مرور امراى منصور به آن طرف و ورود جنود قيامت صف ؛ زيرا كه زعم او اين و قراردادش چنين فرمود كه اكثر امراى عظام باستقبال شاهزادهء بهرام - حسام رفته‌اند و كسى كه انگيز مادهء فتنه و آشوبى تواند كرد ، در آن نواحى نمانده اما زمانهء شعبده باز و روزگار نيرنگ ساز نقش غريبى بر صفحهء ظهور كشيد و صورتى عجيب بر لوح وقوع بكلك انديشه كشيد . بيان اين سخن آنكه چون بانهاء منهيان صادق القول ، توجه موكب همايون شاهزادهء شجاعت پناه و امراى شوكت و حشمت دستگاه بوضوح پيوست ، امراى آن حدود كه مكرر با جنود قيامت هجوم روم لواى مقابله و مقاتله افراشته كارهاى نمايان كرده بودند و غنائم فراوان و اسباب بىپايان بدست آورده باتفاق عزيمت استقبال شاهزادهء سكندر همال با خود درست داشتند و مجموع در ميعاد مقرر اجتماع