محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
86
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اما چندان قوّتى و قدرتى با ايشان نيست و عنقريب عادل گراى خان تاتار باتفاق برادران از دشت قبچاق حسب الامر خواندگار از راه دربند آمده بشما مىپيوندد و به اين افسانه و حكايت آنجماعت را بحمايت تاتاريان در آن بلاد گذاشته خود به ارز روم رفت و چون عبور او بر ولايت گرجستان بود ملك سمسون ولد لواسان با جمعى كثير از گرجيان ظفر آسا و جوانان بهادر و دليران باتهوّر بر اردوى او زده خيلى را كشتند و جمعى را گرفته با اسباب و جهات بيشمار به محل خود باز گرديد و مصطفى پاشا كوچ بر كوچ روانهء مقصد گشت كه بيكبار امارت پناه شجاعت شعار امام قليخان قاجار و ميرزا على سلطان و چلبى بيگ چكنى و احمد بيگ پرنال اغلى و استاجلو و مصطفى سلطان يولى بيگ « 1 » بهارلو و ساير امراى قاجار با سپاه بسيار از آب گذشته در موضع واثقى به روميان رسيدند و ايشان از روى اختيار يا اضطرار ساعتى [ پاى ] ثبات و قرار فشرده حربى در غايت صعوبت وقوع يافته بسيارى از طرفين كشته شدند و غنيمت بسيار بدسب قزلباش افتاده مراجعت نمودند و سرهاى قتيلان را باستقبال موكب همايون ارسال داشتند ذكر كشته شدن قيطاس پاشا و غارت يافتن بلدهء ارس از هجوم سپاه ظفر انتما بعد از آنكه مصطفى پاشا مهمات بلدهء ارس و شماخى را قرار داده عنان توجه از آن حدود منصرف ساخت ، قيطاس پاشا در مقام راحت انجام [ 49 ] خود بر مسند حكومت آرام گرفت با دلى فارغ از فكر فتنه و فساد بمحافظت بلدهء ارس پرداخت و خندقى مانند افكار عقلاء عميق از نتايج انديشهء دقيق بر دور آن خطه طرح انداخت و بعد از حفر خندق دور غور ، آب درو انداخته « 2 » هرجانب فى الجمله امكان دخول و خروج داشت ، به سنگ و گل انباشته توجه بر حفظ و ضبط آن گماشت و به گمان آنكه امراى
--> ( 1 ) - م : ولى بيگ . ( 2 ) - م : انداختند .