شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 67
نفثة المصدور ( فارسى )
( ازيرا ) در اينجا زائد ميرسد « 1 » و اگر بدون ازيرا بخوانيم عبارت صحيح است و بتصحيح ديگرى نيازى نيست . ] پيش از آنكه در اين باب نظرى اظهار كند لازم است تا يادآور شود ، چنان كه در ذيل صفحهء 121 ، حاشيهء شمارهء 9 مذكور افتاده ، ضبط نسخ در اين مورد « ازوواز » ( ! ) بوده است ، و متن به صوابديد و اشارت اوستاد اوستادان ادب فارسى ، جناب آقاى بديع الزّمان فروزانفر ، از راه قياس ، به « ازيرا » تصحيح شده است . تا دانسته شود كه نظر آن معلّم فاضل در تخطئهء اين تصحيح استاد ، چه مايه معتبر است ، لازم مىنمايد ، عبارتى كه اين كلمه در آن به كار رفته ، در اين مقام نقل شود ، تا باعث عمده بر اين تصحيح بهتر نموده آيد : « . . . بسا ده رانده « 2 » كه از اين حادثه به اطراف افتادند ، و همشهريان تفقّد او بقصّاد واجب ديدند ، جز محمّد منشى كه محمّد منسىّ انگاشتهاند ، ازيرا از دفتر مذكوران نام او برداشته . . . » مراد آنكه : بسا ده رانده « 2 » كه بر اثر وقوع اين حادثه آواره گشتند ، و در اقطار جهان بپراگندند ، امّا سرانجام همشهريان بر او رحم آوردند ، و با پيگ و قاصد وى را پرسان و جويان شدند ، و از او دلجويى و تفقّد كردند ، جز محمّد منشى آواره از وطن ، كه گويى وى را محمّد منسىّ ( : فراموش شده ) پنداشتهاند ، از اينجهت است ، كه نام وى را از جريدهء ديوان و دفتر مذكوران ( : دفترى كه در آن اسامى كسانى كه از ديوان راتبه و مستمرّى و وظيفه دريافت مىداشتهاند ، ثبت و يادداشت مىشده است « 3 » ) ، حذف كردهاند .
--> ( 1 ) - چنين است در اصل مقاله ، بهجاى « به نظر مىرسد » . ( 2 ) - آنكه بهسبب گناهى شرعى يا عرفى ، اقامت وى را در ده ( : ديه ) به زيان مصالح مردم آنجا دانسته ، و وى را طرد و نفى كردهاند . فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات نفثة المصدور ، صفحهء 437 ، نيز ، رجوع شود به : همين كتاب ، صفحهء 590 ، سطر 13 . ( 3 ) - مأخوذ از فرهنگ لغات نفثة المصدور ، صفحهء 541 ، نيز ، رجوع شود به : همين كتاب ، صفحهء 432 ، ذيل « دفتر » در عرف اهل استيفا .