شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 68
نفثة المصدور ( فارسى )
اگر خوانندگان ارجمند اين سطور ، به اجتهاد آن معلّم فاضل ، كلمهء « ازيرا » را [ زائد ] بپندارند ! و نسخه بدل آن را نيز ناديده بگيرند ! به اعتبار و ارزش نظر ايشان ، در مردود شمردن تصحيح استاد فروزانفر ، بهتر پى مىبرند . چه خوش مىگويد آن مثل كهن فارسى : « نيز با او هم پلاس . . . » ! * * * اين بود راىها و نظرهاى آقاى قاضى ، كه آنهمه را ، چنان كه خود تصريح فرموده ، [ محض خدمت به عالم لغت و ادب و تاريخ ] به جامعهء ادب ارزانى داشتهاند « 1 » ، و نكاتى كه به گمان اين بنده لازم مىنمود تا براى جستوجو در راه دست يافتن به حقيقت ، و رفع غبار شبهت ، درباب اين راىها و نظرها اظهار شود . اميد هست جناب آقاى قاضى ، كه خود به ظاهر از پروردگان مكاتب علمى قديمند ، و با فحص و بحث و سلّم و لا نسلّم و قيل و قال اهل مدرسه ، مأنوس و آشنا ، در اين داورى ، به مقتضاى ملكهء حقيقتخواهى و عدالتجويى و انصافطلبى - كه بىگمان در نهاد ايشان راسخ و استوار است - از اين اندك مايه مقاومتى كه در برابر راىهاشان
--> ( 1 ) - نويسندهء فاضل ، به مقتضاى بلاغت ! و نيز شايد بود كه با توجه به مفاد مثل « لكل مقام مقال » ! و از آنجا كه ، بهظاهر ، همواره معتقدند بايد [ افادت و افاضت به حد كمال ] برسد ! ( رجوع شود به : ذيل شمارهء 18 ) ، در پايان مقالت خويش چنين افاده فرمودهاند : [ در خاتمهء اين مقال از ذكر اين مطلب ناگزيرم چون در صفحهء ( 301 ) اسمى از شرح لطفعلى تبريزى بر قصيدهء ( بانت سعاد ) بميان آمده و شايد اغلب خوانندگان شارح را نشناسند و از مقامات علمى و ادبى وى بطور اكمل مطلع نباشند بر خود لازم مىشمرم كه شارح را با رعايت جانب اختصار بحضور ارباب مطالعه معرفى كنم و باب اين مبحث را مسدود سازم ] . و سپس قرب يك صفحه ، در احوال شارح اين قصيده مطالبى آورده ، و كوشيدهاند تا [ با رعايت جانب اختصار ] ! خوانندگان مقالت خود را [ از مقامات علمى و ادبى وى بطور اكمل ] ! آگاه فرمايند كه بىشبهه سعيشان در اين باب مشكور است ، و جهدشان منظور ! اما دريغ ، كه آن صيرفى هوشيار ، شرح [ مقامات علمى و ادبى ] جمعى كثير از دانشمندان و شاعران و نويسندگان تازىگوى و پارسى زبان را ، كه نامى از آنان در حواشى و تعليقات نفثة المصدور رفته است - [ و شايد اغلب خوانندگان ] از احوال اين بزرگان [ بطور اكمل مطلع ] نبودهاند - [ بر خود لازم ] نشمرده ، و از آن پيش كه على مصراعيه [ باب اين مبحث را مسدود ] سازند ، آنان را نيز ، چنان كه بايد ، [ بحضور ارباب مطالعه معرفى ] نفرمودهاند !