شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 66

نفثة المصدور ( فارسى )

ابلعى ماءك و يا سماء أقلعى » شنيده آيد ، و از راه قياس سخت دور است . خويش را بجوديى انداز ، كه اگر جهات آب گيرد ، دامن تو تر نگردد ، تا حالت « غيض الماء و قضى الأمر » ديده آيد ، هنوز كجاست ؟ ! بكوهى تحصّن نماى ، كه چون آب از سر ديگران بگذرد ، ترا تا كمر نرسد . . . » امّا دلايل اختيار اين وجه ، قطع نظر از نزديكى شكل و هيئت « تيزتر است » با دو نسخه بدل « تيزتر ؟ ؟ ؟ است » و « تبريزست » ، يكى تناسبى است ميان دو كلمهء « تيز » و « آب » ، كه تركيب آن دو « تيزآب « 1 » » ( : آبى كه با سرعت و تندى در جريان باشد ) را به ياد مىآورد ، د ديگر سجع‌گونه‌اى است كه از جزء اوّل « تيزتر است » با « آبخيز » و « برخيز » پيدا مىآيد ، كه خود باعثى است بر اينكه صنعت سجع و مراعات نظير ، ميان « تيز » و « آبخيز » و « برخيز » ، از يك‌سو ، و « تيز » و « آب » و « آبخيز » و « تر » ، و دو تعبير « آب از سرگذشتن » و « آب تا كمر نرسيدن » ، و پاره‌اى از كلمات آيهء شريفه ، چون « سماء » و « غيض » و « الماء » ، از سوى ديگر ، تمامتر نمايد . و اين‌همه خود نتيجهء عنايت بيش از اندازهء مؤلّف بوده است به لفظ ، و اصرار وى در مراعات آرايشهاى لفظى و صنايع بديعى ، كه اين خود گاه در حكم شمعى است فروزان ، كه به مدد نور آن مىتوان كمابيش راهى به يافتن هيئت اصلى و صورت صحيح برخى از تحريفات و تصحيفات و دستكارىها و تصرّفات نارواى ناسخان و كاتبان جست . به‌يقين اگر آن معلّم فاضل در اين عبارت غورى - چنان كه بايد - مىفرمودند ، در برنشاندن نظر خود بر كرسى قبول ، و مردود پنداشتن تصحيح حضرت استاد فرزان ، بيش اصرار نمىورزيدند ، و باب اين [ فرض ] و [ اصلاح ] را كه [ شايد بجاى « تيزتر » لفظ « برتر » مناسبتر باشد ] ، على مصراعيه ، بر راى روشن خويش فروبسته مىيافتند . 53 - [ ص 121 - سطر 9 ( ازيرا از دفتر مذكوران نام او برداشته الخ ) كلمهء

--> ( 1 ) - رجوع شود به : كليله و دمنه ، مصحح استاد مينوى ، صفحهء 192 ، سطر 14 ، و حاشيهء ناظر بدان .