شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 63
نفثة المصدور ( فارسى )
51 - [ همان صفحه سطر 10 ( صبر نيز چون لگام زين محنت ديد يكباره عنان برتافت الخ ) اين عبارت بطوريكه ملاحظه مىشود مشكل است و در بادى امر نامفهوم ، بايد متوجه شد كه زين در اينجا مخفف ( از اين ) است و بمناسبت لگام همزه را انداخته و زين گفته است يعنى صبر نيز بمحض اينكه از اين نوع محنت را ديد مانند لگام يكباره عنان برتافت . ] تا كار داورى بر خوانندگان ارجمند اين سطور سهلتر شود ، لازمست عبارت موردنظر را بر وجه مربوط و مفهوم نقل كند : « . . . صبر نيز چون لگام زين محنت ديد ، يكباره عنان برتافت ، و وقار چون تيرباران آن آفت مشاهده كرد ، بكلّى سپر بينداخت . . . » . از اين افادت در بادى نظر چنين برمىآيد ، كه من بنده چون اين عبارت را دشوار يافته ، از سر سهلانگارى ! و مسامحت ! خود را با معنى آن آشنا نساخته و از آن درگذشته است ! و آن معلّم فاضل ، از عين بهآموزى ! و چنان كه در پايان مقالت خويش تذكار دادهاند [ محض خدمت به عالم لغت و ادب و تاريخ ] ! زيت فكرت سوخته ! و با عباراتى بليغ و رسا ! آن را شرح و توضيح فرموده ، و دشوارى اينچنين را آنچنان آسان كردهاند ! امّا اگر خوانندهء مقالت ايشان ، فرصتى يابد ، و اندك مايه وقتى صرف كند ، و افادت آن معلّم منصف ! را با توضيح و شرحى كه اين بنده در صفحهء 335 و 336 كرده ، روبرو كند ، سخت به حيرت مىافتد ! تا ارزش اين نقد سره ! بهتر نموده آيد ، و معلوم شود كه در بيان اين افاده چه مايه خبرت و دقّت و انصاف به كار رفته است ، نخست به نقل خلاصهاى از آنچه در اين دو صفحه ، در توجيه اين عبارت مذكور افتاده ، مىپردازد ، و سپس ، بىآنكه بخيهاى از اين نقد ! بر روى كار بازآورد ، به اختصار از آن عيارى برمىگيرد . اينك خلاصهاى از توضيح اين بنده در دو صفحهء سابق الذّكر ، با تفاوتى اندك :