شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 56
نفثة المصدور ( فارسى )
نرود . . . » تاريخ بيهقى ، مصحّح دكتر فيّاض ، صفحهء 326 ، سطر 2 و 3 ، نيز ، رجوع شود به : همين كتاب ، صفحهء 186 ، سطر 2 . « بيش مرا در زندگانى چه راحت ؟ ! و از جان و بينايى چه فايده ؟ ! » . كليله و دمنه « 1 » ، مصحّح استاد مجتبى مينوى ، صفحهء 149 ، سطر 3 . و گاه در قديم به جاى اين كلمه « بار ديگر » يا « نيز » مىگفتهاند . رجوع شود به : تاريخ بيهقى ، صفحهء 253 ، سطر 9 و 11 . امّا اينكه [ دقّت در جملهء بعدى ] را دليلى بر اصابت نظر خويش گرفتهاند ، گويا نظر بر اضافهء « امتداد » به « اين » داشته ، و آن را قرينهاى براى اضافهء « بيش » به « اين » يافتهاند . در اينجا براى رفع توهّم از آن معلّم فاضل ، خاطرنشان مىكند كه در دو لخت اين عبارت ، از لحاظ حكم و نوع كلمه ، تقارن و تناسب و تشابه كامل برقرار نيست ، زيرا « بيش » در اينجا قيد مقدار و كمّيّت است ، و اضافهء آن به كلمهء بعد به هيچروى جايز نيست ، و حال آنكه اضافهء « امتداد » به « اين » ، براى حصول معنى مراد ، ضرورى است . قطع نظر از اينكه باب اين احتمال گشوده است ، كه « بيش » ، به قاعدهء حذف اجزاى جمله به قرينه ، در لخت دوم ، به قرينهء لخت اوّل ، حذف شده است . 46 - [ ص 109 سطر 8 ( و بولاى اينكه در مقدمه شرط رفته است و المؤمنون عند شروطهم الخ ) كلمهء ( ولاء ) در ص 572 تصور ميرود كه درست معنى نشده است بعقيدهء بنده اگر آن را ( متابعت ) معنى نمائيم بهتر است يعنى با متابعت از اينكه در مقدّمهء شرط « 2 » رفته است . ] عبارتى كه كلمهء « ولا » در آن به كار رفته ، به وجه مربوط و مفهوم ، چنين است : « . . . و بولاى اينكه در مقدّمه شرط رفته است ، و المؤمنون عند شروطهم ،
--> ( 1 ) - نيز ، رجوع شود به : كليله و دمنه ، صفحهء 33 سطر 16 ، و 117 سطر 8 ، و 148 سطر 5 ، و 205 سطر 11 ، و 347 سطر 4 ، و 364 سطر 12 ، و 377 سطر 10 ، و 417 سطر 1 . ( : فهرست لغات مشكل و دور از تداول ، صفحهء 429 ) . ( 2 ) - چنين است در اصل مقاله ، با اضافهء « مقدمه » به « شرط » ، و به ظاهر غلط مطبعى است .