شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 37

نفثة المصدور ( فارسى )

در آن احتمال سقط كلمه‌اى رود ، و يا نيازى به دستكارى و تصرّف داشته باشد ، صحيح و تمام مىنمايد ، و « سخت حمايتى » - چنان كه استاد مجتبى مينوى حدس زده‌اند - به معنى « پايدارى در حمايت » است ، و معنى عبارت به تقريبى كه بر ايشان [ نيز ] ! [ واضح و مكشوف ] شود ، بر اين وجه تواند بود : آن چند خستهء پاى شكسته . . . از آن ناجوانمرد بىتعصّب سست پيمان ( : ملك مسعود آمدى ) اعتماد و اطمينان حاصل كرده بودند كه ( به حكم سوابق معرفت ) در حفظ و حمايت آنان پايدارى و استقامتى نمايد ، و در اين حال بخصوص و وضع نابسامان ، هراينه به سنّت جوانمردان ، إنعام و احسان و بزرگ‌داشت را از فرائض مذهب مروّت به‌شمار آورد « 1 » . در اينجا براى خوانندهء مقالت آن معلّم فاضل اين سؤال پيش مىآيد كه طرح اين نظر با تأكيد بليغى كه فرموده و [ ابدا در صحّت آن خود را مصيب ] ندانسته‌اند ، روى در چه محملى داشته است ؟ ! 28 - [ همان صفحه سطر 14 ( كه بجاى رحتمتند « 2 » ) اين عبارت معنى نشده است شايد لفظ ( بجاى ) به معناى شايسته و سزاوار باشد يعنى سزاوار و مستحق رحمتند . ] استنباط آن معلّم فاضل از تعبيرى چنين غريب ! و دشوار ! آن هم با قيد ترديد « شايد » ! كه از دقّتى ! آميخته با احتياط ! مايه مىگيرد ، هم مفيد است ! و هم براى اهلش مغتنم ! و هم ، آنچنانكه در پايان مقالت خويش يادآور شده‌اند ، خدمتى است به عالم ادب و لغت ! . امّا ذكر اين نكته نيز در اين مقام ضرورى مىنمايد ، كه اگر لغات و تعبيراتى از اين دست را توضيح مىكرد ، لغاتى كه استعمال آن در نظم و نثر فارسى به حدّ شياع رسيده است ، و دانشجويان متوسّط - نه عالى و ممتاز - ادبيّات نيز در فهم آن در نمىمانند ، حواشى نفثة المصدور به ده‌ها دفتر برمىآمد ، و هنوز برخى از اين‌گونه لغات و تعبيرات شرح ناشده مىماند ، و استزادت جمعى از معلّمان فاضل همچنان برجاى مىبود .

--> ( 1 ) - رجوع شود به : ذيل شمارهء 25 ( مورد دوم ) . ( 2 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « رحمتند » ، و به ظاهر غلط مطبعى است .