شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 38
نفثة المصدور ( فارسى )
29 [ ص 60 سطر 6 ( سخم اللّه وجهه ) اضافه ميگردد كه ( سحّم ) با جاى « 1 » مهمله هم صحيح است و از حيث معنى درست مطابق است با سخّم ( رك المنجد ) . ] اين افادت لغوى كه از لغتى معتمد ! و مرجعى معتبر ! همچون « المنجد » مايه گرفته ، هم مايهء تنبّه ! اين بنده است ، و هم موجب تشكّر ! براى مزيد اطّلاع آن معلّم فاضل اضافه مىكند كه زوزنى در المصادر ، و بيهقى در تاج المصادر ، و زمخشرى در اساس البلاغة ، و به تبع وى ، زبيدى در تاج العروس ، نيز « تسخيم » و « تسحيم » را به يك معنى آوردهاند . امّا وجه ترجيح اين بنده در اختيار « سخّم » با خاء معجمه ، پيروى از راى جوهرى در الصّحاح ، و فيروزآبادى در القاموس المحيط ، و ابن فارس در معجم مقاييس - اللّغة ، و فيّومى در المصباح المنير ، و ابن منظور در لسان العرب بوده است كه : اين فقط « س خ م » با خاء منقوطه است ، كه به باب « تفعيل » رفته ، نه « س ح م » با حاء مهمله . 30 - [ همان صفحه سطر 12 ( جگرگوشهء مسلمانان را چون سباياى شرك در نخّاس بثمن بخس ميفروخت ) تصور ميرود كه ( نخّاس ) درست نباشد و نخس صحيح باشد و معنى اينست كه اولاد مسلمين را بهنگام نخس بثمن بخس ميفروخت و نخاس كه در عبارات قدما و مخصوصا در مقامهء ( زبيديّهء ) حريرى وارد شده است بمعنى دلال برده فروشى است . ( فلمّا رأيت النخّاسين ، ناسين او متناسين الخ ) رجوع شود بمقامهء مذكور . ] شگفتا ! اين بنده در صفحهء 564 ، پس از ذكر معنى لغوى « نخّاس » يعنى فروشندهء چهارپا و غلام و كنيز ، از « شرح قاموس » ، يادآور شده است كه : در اينجا مراد بازار نخّاسان ( : چهارپا فروشان و بنده فروشان ) است ، از مقولهء مجاز مرسل ، و از باب ذكر حالّ و ارادهء محلّ ، و در اين باب به بيتى از حضرت مولانا نيز تمثّل جسته ، آنجا كه فرموده : اى يوسُف جان كه در نخاسى * در حسن و جمال بىقياسى
--> ( 1 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « حاى » ، و به ظاهر غلط مطبعى است .