شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 36
نفثة المصدور ( فارسى )
اينكه عرض مىكنم حساب گرفتن و حساب برگرفتن بمعنى تصوّر و فرض كردن و انديشيدن است نظامى فرمايد : حسابى برگرفت « 3 » از راه تدبير * نبود آگه ز بازيهاى تقدير و ميتوانيم ( سخت ) را وصف حمايت بگيريم يعنى از آن سست پيوند حمايتى سخت تصور ميكردند ولى اين فرض با فوق « 1 » سليم راست نميآيد و احتمال ميرود كه از اينجا كلمهاى ساقط شده باشد از قبيل كمان و دل و امثال آن و شايد اصل عبارت چنين باشد ( از آن بىحميت سست پيوند سخت كمان حمايتى حساب گرفته ( و اللّه اعلم ) اين تصحيح صددرصد قياسى است و ابدا در صحّت آن خود را مصيب نميدانم . ] براى رفع ابهام از اين عبارت كه معنى آن براى آن معلّم فاضل [ نيز ] ! [ واضح و مكشوف ] نبوده است ، لازمست تا نخست عبارت را به وجه مربوط و مفهوم نقل كند : « . . . چند خستهء پاى شكسته . . . از آن بىحميّت سست پيوند سخت حمايتى حساب گرفته ، كه هراينه در اين سروقت چون كرام ، إكرام از واجبات مذهب مروّت شمرد . . . » و سپس يادآور شود ، چنان كه مشهود است ، در اين عبارت « حساب گرفتن « 2 » » آمده است ، نه « حساب برگرفتن » ، و آن نيز چنان كه در فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات كتاب ، صفحهء 412 ، مذكور افتاده ، بمعنى « معتبر داشتن » است ، نه [ تصوّر و فرض كردن و انديشيدن ] . چنان كه ايشان فرض كرده و انديشيدهاند ، و « حساب برگرفتن » ( از كسى يا چيزى ) ، كه مؤلّف آنندراج آن را كنايت از ترسيدن و عبرت گرفتن گرفته « 3 » ، و در آن به بيت مذكور نظامى نيز تمثّل جسته است ، از اين بحث خروج موضوعى دارد ، و از آن نمىتوان حسابى گرفت ، و عبارت نيز بر همان وجه كه در هر چهار نسخهء نفثة المصدور ثبت افتاده ، بىآنكه
--> ( 1 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « ذوق » ، و به ظاهر غلط مطبعى است . ( 2 ) - رجوع شود به : آنندراج ، ذيل « حساب گرفتن » و « حساب نگرفتن » . ( 3 ) - « حساب برگرفتن » در اين بيت نظامى ، به ظاهر ، قريب به معنى « تخمين زدن » و « برآورد كردن » و « به گمان و از روى حدس اندازه گرفتن » به كار رفته است ، نه « ترسيدن » و « عبرت گرفتن » ، چنان كه مؤلف آنندراج پنداشته است .