شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 35
نفثة المصدور ( فارسى )
شيئى « 1 » است خاصه آن بقيه كه بد و پست باشد و مراد مؤلف از نفايات سنان و سيف ، گروهى است كه از نيزه و شمشير جان بدر بردهاند . ] اگر آن معلّم فاضل به تحقيقى كه در صفحهء 238 و 239 شده ، به ديدهء اعتنا مىنگريستند ، و آن را نه از سر هوى ، بل با دقتى كه از ايشان منتظر است ، در مطالعه مىآوردند ، و به قول ابن منظور در معنى اين لغت ، عنايتى ، و به عباراتى كه در مقام توضيح و تبيين تعبير « نفايات سنان و سيف » ، از ابو الشّرف جرباذقانى و عطاملك جوينى به تمثّل مذكور افتاده ، التفاتى ، و به صفحهء 567 ، نيز رجوعى مىكردند - چنان كه خود تصريح كردهاند - [ محض خدمت به عالم ادب و لغت و تاريخ ] ! نقدى چنين سره ! به بازار ادب عرضه نمىداشتند . در اينجا براى آنكه به ميزان انصاف و دقّت آن ناقد بصير آشنايى بيشترى حاصل آيد ، و دريافته شود ، سخن ايشان ، آنجا كه فرمودهاند : [ معنى كلمهء نفايات در صفحهء 238 درست واضح نگرديده است ] ! چه مايه ارزش دارد ، يادآور مىشود كه : اين بنده ، در حواشى و تعليقات كتاب ، صفحهء سابق الذّكر ، آورده است : « نفاية الشّىء : بقيّته و أردؤه . . . و النّفاية بالضمّ : ما نفيته من الشّىء لرداءته . « لسان العرب » ، و در بخش فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات ، صفحهء 567 ، در معنى اين لغت چنين گفته است : « نفايات ، جمع نفاية : هرچيز كه بر اثر فساد و پستى و بىبهايى بدور افگنند . از « لسان العرب » ، و نفايهء هرچيز بد آن چيز و بازماندهء آنست . از « شرح قاموس » . اين نيز نمونهء ديگرى است از دقّت كافى و وافى ! ايشان در مطالعهء كتاب ، آنجا كه در مقالت خود تأكيد كردهاند [ كتاب را . . . از ابتدا تا انتها با دقّتى كافى و وافى . . . خواندم ] ! 27 - [ ص 59 سطر 11 ( و از آن بىحميت سست پيوند ، سخت حمايتى حساب گرفته ) اين عبارت درست معنى نشده و بر خود بنده نيز معنى چندان واضح و مكشوف نيست الا
--> ( 1 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « شىء » .