شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 30
نفثة المصدور ( فارسى )
جرمى صريح ! مىشناسد ! كه : چرا مزيد بر شرح ابيات قصيدهء ابو تمّام ، و نمودن مراجعى همچون تاريخ يمينى ، وفيات الأعيان ، البيان و التبيين ، الاغانى ، حماسة ابن الشّجرى ، الوساطة بين المتنبّى و خصومه ، سيرة جلال الدّين ، و ديگر منابعى كه در ذيل صفحهء 215 و 216 بدان اشارت كرده ، [ قول ابو دلف عجلى ] را از نظر دور داشته است ! اگر عمر وفا نمود ، و به طبعى ديگر از اين كتاب دست زد ، به پادافراه آن ! با خود عهد مىكند ، كه متون ادب عرب را ، به تمامى ! در مطالعه گيرد ، و براى اينكه به گفتهء ايشان [ افادت و افاضت به حدّ كمال « 1 » ] ! برسد ، هرجا در باب اين قصيده به قولى برخورد ، در ثبت و ضبط آن به جد بكوشد ! و آنهمه را - هرچند « مثنوى هفتاد من كاغذ شود » - يكجا در حواشى نفثة المصدور بياورد ! إن شاء اللّه . 23 - [ ص 62 - سطر 15 ( به حكم اذكروا الفاسق بما فيه و تقرّب برسول اللّه ص كه فرمود الخ ) از آخر اين دو فقره ( را ) ساقط شده و صحيح آن چنين است ( اذكروا الفاسق بما فيه را يعنى به جهت امتثال اين امر و تقرّب برسول اللّه ص را يعنى براى تقرب به پيغمبر خدا از خبائث آن بدرگ كه دريا را نجس گرداند ايراد كردمى الخ . ] پيش از آنكه در اين مورد از آن معلّم فاضل رفع اشكال و ابهام و توهّم نمايد ، لازمست تا نخست عبارت را به وجه مربوط و مفهوم نقل كند : « . . . اگرنه آنستى كه شرح مساوى آن مذموم سيرت به ابرام مىكشيد ( ظ : مىكشد ) ، و ذكر مقابح آن لئيم طبيعت از مقصد و مرام دور مىاندازد ، به حكم أذكروا الفاسق بما فيه ، اطناب اطناب بازكشيدى ، و تقرّب برسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم ، كه فرمود : لا غيبة للفاسق ، چاشنيى از خبائث آن بدرگ كه دريا را نجس گرداند ، ايراد كردمى . . . » و سپس يادآور شود كه : وقتى « را » در هيچيك از نسخى كه در تصحيح كتاب مورد استفاده قرار گرفته نبوده ، و جمله نيز با بودن حرف اضافهء مركّبى همچون « به حكم »
--> ( 1 ) - رجوع شود به : ذيل شمارهء 18 .