شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 18
نفثة المصدور ( فارسى )
آنكه [ خجل ] بهكار برد ، به غلط ! « خجالت » را ، كه در كتب لغت عرب نيامده ، استعمال كرده است . بايد بديشان يادآور شد ، قطع نظر از اينكه « دزى » در ذيل بر قواميس عرب « خجالت » را درست در معنى « خجل » آورده است ، اين ، بحثى است كهنه و مكرّر ، و تكرار آن ملالانگيز و ناخوشايند ، سالها پيش استاد جلال الدّين همايى « 1 » و استاد فقيد مرحوم احمد بهمنيار « 2 » و استاد ارجمند آقاى دكتر عبد الرّسول خيّامپور « 3 » آنچه در اين باب گفتنى مىنموده ، گفته و ديگران نيز در اينجا و آنجا بدان اشارت كردهاند ، خلاصهء آن اينكه : هرچند « خجالت » در كتب لغت عرب نيامده ، چون بزرگانى همانند نظامى گنجوى و سعدى و حافظ آن را در آثار خويش بهكار بردهاند ، درست است ، و در صحّت آن بحثى نيست . البتّه آن معلّم فاضل ، با سرمايهاى فراوان كه از ادب فارسى و عربى اندوختهاند ، و مقالت ايشان بر اين دعوى خود گواهى است راست ، مىتوانند بر سخن مؤلف نفثة المصدور ، و همانندان وى از استادان ادب ، انگشت بنهند ، و اين استعمال را از آنان فرانپذيرند ، و قول اين بزرگان را يكسره مردود بشمارند ، و كسى را نيز در اين باب إنكار كار ايشان نمىرسد ! امّا در عرف اين بندهء كم اطّلاع ، كه از أسف ، در ادب بضاعتى نيندوخته است ، « تعبير درست » و « لغت صحيح » آنست كه استادانى چون رودكى و فردوسى و انورى و ظهير فاريابى و خاقانى و نظامى و سعدى و حافظ و ابو الفضل بيهقى و نصر اللّه منشى و سعد وراوينى و شهاب الدّين نسوى ، در آثار خود به كار بردهاند ، هرچند كه در « المنجد « 4 » » ! خلاف آن به نظر رسد .
--> ( 1 ) - سالنامهء آريان ، 1324 ، ه . ش ، صفحهء 184 . ( 2 ) - منتخب اسرار التوحيد ، 1320 ، ه . ش ، صفحهء 51 ، حاشيهء شمارهء 4 . ( 3 ) - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال اول ، شمارهء 4 ، صفحهء 9 . ( 4 ) - رجوع شود به : ذيل شمارهء 29 .