شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 13

نفثة المصدور ( فارسى )

و عون حرب را شناختى » اينجانب با اين تصحيح كه مسلّما از روى قياس به عمل آمده است موافق نيستم بلكه اعتقادم بر اينست كه آن را به صورت زير اصلاح نمايند « و از ابكار غوان ابكار عوان حرب را شناختى » ابكار اوّلى جمع بكر و غوان جمع غانيه بمعنى زن زيبا و بىنياز از زينت و ابكار دوم مصدر از باب افعال و بمعنى سرعت و تقدّم در جنگ و عوان با عين مهمله بمعنى حرب شديد است . ] در باب اينكه با تأكيدى چنان بليغ به قياسى بودن اين تصحيح حكم فرموده ، و پس از اعلام مخالفت ! با عبارت مصحّح متن ، با لحنى آمرانه و قاطع ، كه معلّمى فاضل چون ايشان را درخور است و بس ، صرف به‌تبع حدس و گمان ، وجهى را كه نتيجهء أبكار أفكار خودشان است ، پيشنهاد كرده‌اند ، يادآور مىشود كه : تا آنجا كه اين بنده در كار نقد و تصحيح متون قديم آگاهى دارد ، در عبارت « كو آن پادشاه كه از سربازى به گوى بازى نپرداختى ، و از أبكار و عون ، أبكار و عون حرب را شناختى ؟ ! » نه كلمه‌اى به قياس تصحيح شده ، و نه حدس و ظنّ و استحسان را در آن راهى بوده است . اگر آن صيرفى بصير با دقّتى كه از ايشان بايسته است ، در ذيل صفحهء 19 ، حاشيه‌هاى شمارهء 1 و 2 را از نظر تيز خود مىگذراندند ، به آسانى درمىيافتند كه اوّلا : نظرى كه به تبع ذوق خويش پيشنهاد كرده‌اند ، براساس هيچ‌يك از نسخ چهارگانه ، كه در تصحيح كتاب از آن استفاده شده ، مبتنى نيست ، ثانيا عبارت از روى جهانگشاى جوينى ، مصحّح علّامهء مرحوم محمّد قزوينى ، جلد دوم ، صفحهء 187 تصحيح شده است ، نه به قياس و اجتهاد . بيان اين سخن آنكه : چنان كه در مقدّمهء كتاب صفحهء « سى » ، و نيز در حواشى ناظر به عبارت سابق الذّكر . صفحهء 149 و 150 ، ياد شده ، عطاملك جوينى ، گاه معانى و مضامين اين جمله و چندين جملهء پس از آن ، و گاه الفاظ و تعبيرات آن را در جلد دوم جهانگشاى ، صفحهء 186 و 187 بياورده است . اينك عين آن عبارات : « . . . از رگ