شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 10
نفثة المصدور ( فارسى )
مناسبتر به نظر ميرسد كه بقرينهء وجود ( از ) و نبودن ( را ) بعد از شبها ساختن بمعنى تصور كردن صحيحتر است . ] در باب اينكه آن معلّم فاضل فعل [ ساخت ] متوهّم را از [ شناخت ] موجود و مذكور در جميع نسخ [ صحيحتر ] ! پنداشتهاند ، يادآور مىشود كه : اگر ايشان در جملهء « از شبهاى هلالى ، در سير متوالى ، ليالى بيض مىشناخت » ، تأمّل و دقّتى اندك بهكار مىبستند ، و آن را با عبارت مذكور در صفحهء 18 ، سطر 14 ، و صفحهء 19 ، سطر 1 - كه آن نيز خود از جهتى ديگر مرضىّ طبع موافق و مقبول خاطر روشن ايشان نيفتاده ، و در ذيل شمارهء 7 ، به تفصيلى درخور ، در باب آن توضيح داده شده - مقايسهاى مىكردند ، بىترديد از اين افاده چشم مىپوشيدند ، و با احاطتى كه به دقايق زبان و ادب فارسى و عربى دارند ، تفرّس مىفرمودند كه « از » در اين جمله ، در معنى « عوض » يا « بهجاى » به كار رفته است ، قريب به معنى « عن « 1 » » در زبان عربى ، در مفهوم « بدليّت » ، و « شناختن » نيز در معنى « فرض كردن و گرفتن و انگاشتن » استعمال شده ، يعنى « . . . در سير متوالى ، ليالى بيض را « 2 » عوض شبهاى هلالى مىگرفت « 3 » ( : مىگرفتم ) . . . » . اينك آن عبارت : « . . . كو آن پادشاه كه . . . از أبكار و عون ، أبكار و عون حرب را شناختى . . . » . 5 - [ ص 12 سطر 7 آمده است ( اعباء آن عقيله از گردن انداخته شود ) عقيله
--> ( 1 ) - رجوع شود به : مغنى اللبيب عن كتب الاعاريب ، بتصحيح محمد محيى الدين عبد الحميد ، جلد 1 ، باب اول و در معانى حرف « عن » ، صفحهء 147 . ( 2 ) - مقايسه شود با اين عبارت عطاملك جوينى ، در تاريخ جهانگشاى : « . . . همان شاه بود كه . . . أبكار و عون حرب و قتال را عوض أبكار و عون ربات الحجال گرفته . . . » ، جلد 2 ، مصحح مرحوم قزوينى ، صفحهء 187 ، سطر 3 - 5 . ( 3 ) - حذف ضمير فاعلى متصل به فعل در فعل معطوف ، بقرينهء معطوف عليه . رجوع شود به : مقدمهء نفثة المصدور ، صفحهء ( هفت و هشت ) و متن آن ، صفحهء 12 ، سطر 4 و 5 .