شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 68

نفثة المصدور ( فارسى )

الدّين شرف الملك جندى تقديم نمود « 1 » از اين تاريخ ببعد مؤلّف همواره در ملازمت سلطان جلال الدّين بسر ميبرد و يوما فيوما بيشتر طرف وثوق و اعتماد سلطان ميگرديد تا در سال ششصد و بيست و دو در هنگاميكه سلطان بعزم تسخير آذربايجان از عراق وارد مراغه گرديد منصب كتابت انشاء را كه تا آن‌وقت بهمشهرى مؤلّف ضياء الملك علاء الدّين محمّد بن مودود نسوى مفوّض بود بمؤلّف واگذار نمود « 2 » . مؤلّف تا آخر عمر سلطان جلال الدّين بلاانقطاع در اين وظيفه باقى بود و سفرا و حضرا و ليلا و نهارا هميشه در مصاحبت سلطان ميبود و هيچگاه جز براى انجام « 3 » بعضى سفارتها يا مأموريّتها از دربار او غايب نگرديد و به تفصيلى كه مشروحا و مبسوطا در سيرة جلال - الدّين مسطور است « 4 » در جميع غزوات و اسفار و لشكركشيها و نقل و انتقالات آن سلطان رحّال سيّار دائم الحركة ، كه جميع سنين سلطنت او جز اين نقل و انتقالات چيز ديگرى نبود ، وى مصاحب او و ملازم او و جزء لاينفكّ او بود . پس از فتح اخلاط در 28 جمادى الآخرهء « 5 » سنهء ششصد و بيست و هفت سلطان جلال الدّين مؤلّف را بسفارتى كه موضوع آن را مشروحا در سيرة ص 212 - 216 بيان كرده است مأمور دربار « ملاحدهء » الموت نمود ، مؤلّف بنحو دلخواه از عهدهء انجام « 3 » اين مأموريّت بدرآمده با بيست هزار دينار زر سرخ ، بقيّهء خراجى كه الموتيان

--> ( 1 ) - سيرة ص 104 ، 109 . ( 2 ) - سيرة ص 110 ، 149 . ( 3 ) - اين كلمه را استاد مينوى در نسخهء چاپى خود به « انجام دادن » تصحيح فرموده‌اند . رك : همين مقاله ص 67 س 15 . ا . ح . يزدگردى ( 4 ) - و اينجا ما بهيچوجه داخل اين تفاصيل نمىشويم چه مطلب بدرازا خواهد كشيد غرض ما اشارهء بسيار مختصرى است بوقايع احوال مؤلف در دو سه سالهء اخير سلطنت سلطان جلال الدين و بس ، تا زمينه‌اى براى مقايسه بين كتابين بدست آيد . ( 5 ) - ظ : جمادى الاولى . يادداشت استاد مينوى . رك : « حواشى و تعليقات » كتاب حاضر ، ص 278 و 279 . ا . ح . يزدگردى .