شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 62

نفثة المصدور ( فارسى )

المصدور » گويا مأخوذ از اين دو عبارت « 1 » اصل كتاب باشد ، يكى در ص 7 : « از نفثة المصدورى كه مهجورى بدان راحتى تواند يافت ، چاره نيست ، و از انين المهجورى كه رنجور را در شب ديجور هجر بدان شفايى تواند بود گزير نه » - و ديگر در ص 48 : « بيا تا بسر نفثة المصدور خويش باز شويم ، كه اين مصيبت نه از آن قبيل است كه ببكاء و عويل در مدّت طويل حقّ آن توان گزارد « 2 » » و از دو عبارت مذكور اگرچه صريحا معلوم نميشود كه نفثة المصدور اسم علم اين كتاب باشد بلكه ظاهر آنست كه مقصود معنى لغوى ( مجازى ) اين كلمه باشد كه بمعنى شكايت از روزگار و شرح وقايع ناگوار وارده بر شخص و باصطلاح « درد دل است » ولى اگر در خيال مؤلّف هم اين تسميه نگذشته باشد « نفثة المصدور » اسم بسيار مناسبى است با موضوع اين كتاب و كاملا اسم با مسمّى مطابق است . و به همين مناسبت يعنى بمناسبت معنى گله و شكايت و درد دل كه از اين كلمه مفهوم است اسم بسيارى از رسائل و كتب را مىبينيم مؤلّفين آن نفثة المصدور گذارده‌اند چه در هر عصر و زمانى شكايت از روزگار غدّار و تألّم از اوضاع ناگوار دهر جفاكار امرى بس طبيعى و حسب‌حال بسيارى از مردم بوده است ، از جمله ياقوت در معجم الأدباء ج 7 ص 159 و صاحب كشف الحجب و الأستار عن اسماء الكتب و الاسفار ص 583 هريك كتابى به همين اسم و عنوان ذكر كرده‌اند « 3 » ، و ديگر حاجى خليفه در كشف الظّنون سه كتاب ديگر باسم نفثة المصدور مذكور داشته است كه گويا يكى از آنها همين رسالهء ما نحن فيه باشد ، و عين عبارت حاجى خليفه تا آنجا كه محلّ شاهد ماست اينست ( از ذكر كتاب سوم چون محلّ احتياج نبود صرف‌نظر شد ) : « نفثة المصدور للوزير شرف الدّين انوشروان بن خالد وزير السّلطان طغرل

--> ( 1 ) - در طبع مرحوم عباس اقبال : « از اين عبارت » و ظاهرا غلط مطبعى است . ا . ح . يزدگردى ( 2 ) - در طبع مرحوم عباس اقبال : « گذارد » . ا . ح . يزدگردى ( 3 ) - رك : « يادداشتهاى قزوينى » ج 7 ص 221 . ا . ح . يزدگردى