شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
پيشگفتار 2
نفثة المصدور ( فارسى )
كه بپاس حقوقى كه بر ذمّهء اين بنده ثابت دارند و نيز به حكم مراعات اصل بسيار مهمّ و معتبر « شناخت حقّ مالكيّت علمى » ، بطريق انتساب آراء صائب و بديع بخداوندان آن ، همگى آن موارد بنام گرامى خود استاد ، بجاى خويش ، در تضاعيف كتاب ، ثبت افتاده ، و اين معنى خود شيوهء مختار و معتاد نگارنده در نقل آراء و نظرهاى مبتكر همهء خداوندان راى و نظر بوده است . * * * آنچه در باب كيفيّت تصحيح اين كتاب گفتنى مىنمود در مقدّمهاى كه از نظر خوانندگان ارجمند مىگذرد گفته آمده است . در اينجا بر خود واجب مىشناسد تا از عنايت تنى چند از سروران و مخدومان خويش از سر صدق و اخلاص سپاس گزارد و بيش بسط مقال نكند . نخست استاد سيّد محمّد فرزان كه اگر در وصف كرم ذات و رادمردى ايشان قول استاد ظهير الدّين فاريابى را بعاريت بخواهد و بگويد كه : « كرم حقيقى و ذاتى تُراست در عالَم * هر آنچه هست دگر استعارتست و مجاز » سخنى چندان باغراق نگفته است . د ديگر استاد مجتبى مينوى كه دير زمانيست تا نگارنده را بر سنّت كرام از سر تربيت و فرط مرحمت بانواع تفقّد مخصوص داشته و براهنمايى و ارشاد خويش اميدوار و قويدل و پشتگرم فرمودهاند . اين بنده در مقام گزارد شكر الطاف ايشان و خواستن عذر تصديع خويش از زبان إنصاف به گوش دل پيوسته اين مىگويد كه : گر شُكر شوم شُكرِ تو نتوانم گفت * ور عُذر شوم عُذرِ تو نتوانم خواست سديگر استاد بديع الزّمان فروزانفر كه من بنده را اداى مراتب حقوق تعليم اين بزرگ از مقولهء فرائض است . چهارم دانشمند دل آگاه فرشته خوى مرحوم سيّد هادى سينا كه در احاطت بدقايق زبان و ادب عرب وجودى بغايت مغتنم و در مكارم اخلاق از نوادر روزگار