شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
پيشگفتار 3
نفثة المصدور ( فارسى )
ما بود . نگارنده در سه مورد از راى صائب آن مرحوم استفادت برد كه آن هر سه در هامش متن و حواشى و تعليقات بنام خود وى ياد شده است . دريغ بسيار كه در اثناى طبع كتاب در دل يك شب سرد پاييزى شمع وجودش بخاموشى گراييد و مرغ روحش بجهان مينوى پرواز كرد . خداش بيامرزاد و در پناه رحمت خويش مخلّد بداراد . * * * در پايان مقال اين نكته را نيز يادآور مىشود كه اين بنده بسائقهء شور و عشقى كه از ادب فارسى در دل و جان دارد ، برخى از عمر خويش را بر سر كار تصحيح و توضيح اين كتاب ، كه به اعتقاد وى از شاهكارهاى بديع نثر فنّى است ، خرج كرد ، بدين اميد كه از اين رهگذر خدمتى بدين ادب ارجمند كرده آيد ، لكن اكنون كه كار پايان گرفته ، دريافته است كه جمال توفيق بر وفق آرزو رويى ننموده و خدمتى ، چنان كه بايد ، بحصول نپيوسته است . از اينرو ناگزير است كه در پيشگاه دانشمندان سخنشناس و ناقدان نكتهگير با استاد فارياب ، ظهير ، هماواز شود و باتقان تمام بگويد كه : « كسى كه قطرهء شبنم بپيش ابر بَرَد * چو خاك باشد بنيادِ سعىِ او بر باد » بيستم اسفندماه هزار و سيصد و چهل و سه دكتر امير حسن يزدگردى