شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
495
نفثة المصدور ( فارسى )
عنان برتافتن - 15 / 11 و 16 / 1 ، 111 / 10 و 11 كنايتست از : برگشتن و إعراض نمودن . از « بهار عجم » ، رك : « برهان م » ذيل عنان تافتن . عواصف - 2 / 10 ، 54 / 8 جمع عاصف : باد سخت و تند . از « غياث اللّغات » ، ريح عاصف : باد سخت ، باد سخت جهنده . « مقدّمة الأدب » . عوان - 75 / 6 ، 77 / 8 در اينجا مراد سرهنگ ديوان و مأمور اجراى ديوان قضا و حسبت است ، و « عوان » باحتمال قوى مخفّف « أعوان » است يعنى ياران كه اصطلاحا نزد ارباب ديوان إطلاق مىشده است بر كسى كه إجراى اوامر ديوان بر عهدهء او بوده است . از حواشى و تعليقات ممتّع استاد فروزانفر بر جزء چهارم « معارف بهاء ولد » ص 320 . و در ص 77 س 8 ، بقرينهء آيهء شريفه : « عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ » . « قرآن كريم » : 2 / 68 ، گاو معهود بنى اسرائيل را به ياد مىآورد . رك : « تفسير - أبو الفتوح رازى » ج 1 ص 214 ببعد . عون - 19 / 1 در مورد اوّل جمع عوان : زن ميانه سال . از « المصباح المنير » و « منتهى - الأرب » ، زن شوى ديده . از « شرح قاموس » . و در مورد دوم ، بقرينهء « حرب » ، جمع عوان : جنگى كه در آن قتال و كشش هر كرّت از كرّت پيشين سختتر و هولخيزتر باشد ، چنان كه گويى كرّت پيشين خود نبوده