شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
496
نفثة المصدور ( فارسى )
است ، و عرب اين نوع را سختترين جنگها شمرده است . از « لسان - العرب » و « محيط المحيط » . عويل - 25 / 8 ، 48 / 2 آواز بگريه . « غياث اللّغات » ، بلند آوازى در گريه و فرياد . « منتهى الأرب » . عيث - 32 / 10 تباهى كردن . « تاج المصادر » ، « كنز اللّغات » ، و در اينجا زيان و تباهى مراد است . عين - 49 / 8 ، 90 / 7 در ص 49 س 8 بمعنى زر يا زر مسكوك است ، قرينهء « مزيّف » و « كيسه برمدوز » و « جوزا » ( رك : ص 223 س 14 - 19 ، از « حواشى و تعليقات » كتاب حاضر ) و « كم عيار » ، در همين صفحه و همين سطر ، نيز مؤيّد اين معنى تواند بود ، و چون از معانى « عين « 1 » » يكى نيز « چشمهء آفتاب » است إيهام تناسبى نيز با « مهر » ( : آفتاب . از « برهان م » ) ، در همين صفحه و همين سطر ، دارد و هم بدين قرائن برشمرده ياد آور معنى ديگر آن يعنى « چشمهء ترازو » نيز هست . و در ص 90 س 7 ، چنان كه در ص 307 نيز اشارت رفته است ، ظاهرا در معنى چشمه و آبشخور است و محتمل ايهامى به حرف « عين » نيز تواند بود . رك : ص 307 س 4 - 14 ، و همين صفحه حاشيهء شمارهء 1 .
--> ( 1 ) - براى اطلاع بر معانى حرف « عين » رك : « لسان العرب » ، « تاج العروس » ، « الصراح من - الصحاح » ، و ديگر كتب معروف لغت عرب .