شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
491
نفثة المصدور ( فارسى )
« عقبه » . و در ص 40 س 11 : عقوبت كردن . ( مصدر باب مفاعله ) . از « مقدّمة الأدب » و « كنز اللّغات » . عقبه - 103 / 6 و 8 ، 105 / 12 ، 106 / 11 عقبة : راه دشوار در كوه . جمع : عقاب و عقبات . « مقدّمة الأدب » ، گريوه ، يعنى بلنديى بلند و سخت . « ترجمان القرآن » ، جاى دشوار برآمدن كوه . « منتهى الأرب » . عقد - 42 / 5 گردنبند و رشتهء مرواريد . جمع : عقود . از « مقدّمة الأدب » و « الصّراح - من الصّحاح » . عقد كردن - 100 / 8 و 9 : برهم بستن ، و در اينجا ظاهرا كنايتست از : شمار برگرفتن ، كمّيّتى را به شماره آوردن ، حساب كردن . رك : ص 321 س 8 - 16 ، از « حواشى و تعليقات » كتاب حاضر و ص 472 ذيل « شمار خانه ببازار راست نيامدن » . عقدهء ذنب - 73 / 2 در « التّفهيم لأوائل صناعة التّنجيم » ص 122 ، آمده است : « چون سطح فلك مايل بگرايست از سطح منطقة البروج بضرورت هر دو دايره به دو جاى برابر تقاطع كردند ، همچنانكه منطقة البروج با معدّل النّهار به دو جاى برابر تقاطع كرده است . پس نام جوزهرّ بر اين هر دو نقطه همى افتد . آنگه چون يكى را از ديگرى جدا خواهى كردن ، بدانك آن تقاطع كه چون ستاره از وى بگذرد بشمال اوفتد از منطقة البروج « رأس » خوانند . و آن ديگر تقاطع كه چون از وى بگذرد بجنوب اوفتد از منطقة البروج « ذنب » خوانند ، و بجوزهرّ منسوب كنند ، رأس جوزهرّ گويند و ذنب