شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

470

نفثة المصدور ( فارسى )

شبه - 42 / 5 ( با هاى مختفى ) نام سنگيست سياه و برّاق و شفّاف و در نرمى و سبكى همچون كاه ربا . از « برهان م » ، و معرّب آن « سبج » است . جواليقى در « المعرّب » ص 183 آورده است : « السّبج : خرز أسود . قال الأزهرىّ : و هو معرّب ، أصله شبه » . رك : « گلستان سعدى » ، ديباجه ، ص 11 س 6 . شتم - 78 / 10 دشنام دادن . « تاج المصادر » ، شتمه : دشنام داد او را ، شتما . « مقدّمة الأدب » . شجرهء شمشير - 1 / 10 و 11 « شجرهء شمشير » ظاهرا از مقولهء اضافهء تشبيهى و باصطلاح علماى فنّ بيان تشبيه محذوف الأداة يا بليغ و يا مؤكّد است ، با توجيهى بدين تقريب كه : « شمشير » در سايه داشتن و بار آوردن به « شجره » مانند شده است . قرينهء « سايه » و « الجنّة تحت ظلال السّيوف » و « درخت » و « بار آورده » ، در ص 1 س 11 و 12 ، نيز مؤيّد اين نظر تواند بود ، و ظاهرا محتمل إيهامى به « فرند « 1 » السّيف » نيز هست ، و آن عبارتست از : تموّجات و نقش و نگارهايى ( بصور مختلف ، همچون درخت و يا أشكال هندسى ) كه گاه در تيغهء شمشير نمودار است ، و آن همان گوهر و آب

--> ( 1 ) - جواليقى در « المعرب » ص 66 گفته است : « البرند » : جوهر السيف و ماؤه ، لغة فى « الفرند » قيل انه أعجمى معرب . . . » كه مراد از « برند » همان « پرند » است . رك : « شفاء الغليل » ص 199 و « برهان م » ذيل « پرند » .