شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
469
نفثة المصدور ( فارسى )
ش شاگردپيشه - 77 / 7 در « بهار عجم » آمده است : « لفظى است مستعمل دفاتر و دربار سلاطين هندوستان و در ايران بجاى آن عمله گويند » ، و در اينجا ظاهرا بمعنى وردست و مستخدم و تبع آمده است . « اشتينگاس » . و از سياق عبارت و فحواى سخن ، و نيز قرينهء « من لانت أسافله صلبت أعاليه » ، در ص 77 س 6 و 7 ، شايد بتوان احتمال داد كه مؤلّف از « شاگرد پيشه » ايهام قبيحى نيز اراده كرده بوده است . شاهبيت - 110 / 12 بيتى از غزل يا قطعه يا قصيده كه از ابيات ديگر نغزتر و شيواتر باشد ، و مؤلّف آن را در اينجا توسّعا بمعنى مطلق نوع برجسته و ممتاز و زبده و برتر از نظاير و انواع خود به كار برده است . شاهد - 95 / 2 صاحب حسن . « غياث اللّغات » . شاهى بنياد - 74 / 2 بنايىكه اساس آن شايسته و درخور شاهان باشد ، بناى بغايت استوار و حصين : در مقابل « واهى نهاد » ص 74 س 2 .