شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

448

نفثة المصدور ( فارسى )

ذيل كلمهء « Lute » ، باختصار . نام اين ساز در شعر فارسى ، غالبا بىآنكه در وصف صورت آن تفصيلى رود ، زياد به چشم مىخورد ، از آن‌جمله فرّخى گويد : گاه گفتى بيا و رود بزن * گاه گفتى بيا و شعر بخوان « ديوان فرّخى » ص 269 و نظامى گويد : چو رودِ باربَد اين پرده پرداخت * نكيسا زود چنگِ خويش بنواخت « خسرو و شيرين » ص 369 و حافظ گويد : چو در دستست رودى خوش بزن مطرب سرودى خوش * كه دست‌افشان غزل خوانيم و پاكوبان سر اندازيم « ديوان حافظ » ص 258 روز برگشته - 103 / 12 كسى كه روز ( كامرانى و خوشبختى ) وى برگرديده و شب ( ناكامى و تيره‌بختى ) وى فرارسيده باشد ، نظير « بخت برگشته » ، و اين كنايتست از : بدبخت . قس : « . روز درگشته » و « روز فرو شده » و « روز فرو رفته » . فردوسى گويد : سراپاى بستش بكردارِ يوز * چه سود از هنرها چو برگشت روز ؟ ! « شاهنامه » ج 4 ، ص 1082 ، بيت 302 و در « جهانگشاى جوينى » ج 3 ص 226 ، س 6 - 10 ، آمده است : « . . . و او بر منبر رفت و با آن سرگشتگان روز برگشتگان كه بإغوا و إضلال او متوجّه جهت شقاوت و خسارت مىشدند چنان نمود كه از