شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

449

نفثة المصدور ( فارسى )

نزديك مقتدى مذموم . . . در خفيه نزديك او كس رسيده است . . . » . روز درگشته - 103 / 11 ظاهرا مراد كسى است كه روز ( كامرانى و خوشبختى ) وى درگرديده و منقلب شده و شب ( ناكامى و تيره‌بختى ) وى فرا رسيده باشد . و اين كنايتست از : بدبخت . قس : « روز برگشته » و « روز فرو شده » و « روز فرو رفته » . روز فرو شده - 105 / 9 روز در اينجا بمعنى آفتابست « 1 » . رك : « برهان م » ذيل « روز » . و « روز فرو شده » يعنى كسى كه آفتاب خوشبختى و عمر وى روى به أفول گذارده و شب تيره‌بختى و هلاك وى فرا رسيده باشد ، نظير « روز فرو رفته » و اين كنايتست از : بدبخت . قس : « روز برگشته » و « روز درگشته » . خاقانى گويد : برفروزيد چراغىّ و بجوييد ، مگر * بمنِ روزْ فرورَفته پسر باز دهيد « ديوان خاقانى » ص 164 ، س 16

--> ( 1 ) - استعمال « روز » در معنى « آفتاب » در ادبيات فارسى نظاير بسيار دارد ، سعدى گويد : روز برآمد بلند اى پسر هوشمند * گرم ببود آفتاب خيمه برويش ببند « طيبات » ص 115 و در « رباعيات منسوب بمولانا » آمده است : اى روز برآ ، كه ذره‌ها رقص كند * جانها ز خوشى بىسروپا رقص كند آنكس كه ازو چرخ و هوا رقص كند * در گوش تو گويم كه كجا رقص كند « كليات شمس » ج 8 ، ص 119 ، رباعى 702