شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
434
نفثة المصدور ( فارسى )
چون « دم » در عربى بمعنى خون است ، در ص 5 س 5 ، ايهام تناسبى نيز با « خون » تواند داشت . دموع - 124 / 10 و أدمع ، جمع دمع : اشك چشم از اندوه يا از شادى . « منتهى الأرب » ، « محيط المحيط » . دندان از كسى يا چيزى بركشيدن - 107 / 8 كنايتست از : قطع اميد از كسى يا چيزى كردن و طمع از آن بريدن . دندان از كسى يا چيزى بركندن - 120 / 2 و 3 ر ك : « دندان از كسى يا چيزى بركشيدن » . دندان بر صبر نهادن - 120 / 3 كنايتست از : امرى ناخوش و مكروه و ناگوار را با شكيبايى تحمّل كردن و آن را بر خويشتن هموار ساختن . ر ك : « بهار عجم » ، ذيل « دندان بر دل افشردن » و « دندان بر جگر افشردن » و « دندان بر جگر گذاشتن » ، نيز ، ر ك : « امثال و حكم » ، ج 2 ص 826 ، ذيل « دندان بجگر گذاشتن » . دندان تيز كردن - 82 / 5 كنايتست از : طمع بستن . از « آنندراج » ، ر ك : « أمثال و حكم » ج 2 ص 826 .