شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
پيشگفتار 1
نفثة المصدور ( فارسى )
پيش گفتار بسال هزار و سيصد و سى هجرى شمسى كه اين بنده بپايمردى دانشمند استاد جناب آقاى دكتر محمّد معين بمحضر خداوندگار فضيلت و مكرمت حضرت استاد سيّد محمّد فرزان راه يافت و بخيل شاگردان ارادتمند ايشان پيوست ، هر هفته يك دو بار بعشق و شورى تمام بحلقهء درس استاد حاضر مىآمد و به قدر توانايى از خرمن دانش ايشان خوشه برمىچيد و از زلال آن قريحت فيّاض كام تشنه را جانى تازه مىكرد ، و چون مجلس درس بپايان مىرسيد مشكلات خويش را در مباحث و مسائل مختلف ادب بر حضرتشان عرضه مىداشت و از آن راى صائب و نظر ثاقب استمداد مىجست . ايشان نيز با گشادهرويى و سماحت طبع ، بىآنكه گرد ملالى بر حاشيهء خاطر راه دهند و يا از سر سآمت گرهى بر پيشانى نشانند ، ببيانى لطفآميز و باشباع و تفصيل بشرح دقايق و توضيح نكات آن مواضيع مىپرداختند و اگر اين بنده را نيز گاهبگاه در آن ابواب نظرى مىبود از سر شفقت و محض بهآموزى ، برفقى تمام آن را بمحكّ نقد خويش آشنا مىساختند و بعيوب آن انگشت مىنهادند و جنبههاى نقص و ضعف آن را فرا مىنمودند . بارى ، بر اين نهج در طىّ مدّتى قريب بده سال ببركت تعليم و در پرتو تربيت استاد بفراخور استعداد بدرك معضلات برخى از متون ادب پارسى و عربى كمابيش توفيقى يافت ، و از آنجمله بود همين كتاب « نفثة المصدور » كه حلّ موردى چند از مشكلات آن مرهون گرهگشايى لطف دستگير و افاضت بيدريغ ايشانست . و ناگفته پيداست