شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

391

نفثة المصدور ( فارسى )

تثبّت - 35 / 2 آهستگى كردن . از « مقدّمة الأدب » ، درنگ كردن . از « منتهى الأرب » . تثقيف - 18 / 1 ، 37 / 6 راست كردن نيزه . « تاج المصادر » ، « الصّراح من الصّحاح » ، ثقّف الرّمح : راست كرد نيزه را به ثقاف . « منتهى الأرب » ، « مقدّمة الأدب » .

--> آخرين كتيبه‌هايى كه از ملوك دورهء سوم ( ملوك سبا و ذو ريدان ) در دست است از شمر يحرعش است كه در سنهء 281 مسيحى لقب پادشاه « سبا » و « ذو ريدان » داشته و در حدود سنهء 300 لقب پادشاه « سبا » و « ذوريدان » و « حضر موت » و « يمنه » يا « يمانه » يا « يمنات » داشت ، و مقصود از « يمنه » ظاهرا جنوب و مشرق « حضر موت » و مغرب « عمان » بود كه شامل « مهره » و شايد مشرق آن نيز بوده و ارتباطى با لفظ يمن فعلى ندارد . اولين كتيبهء دورهء چهارم كه بدست آمده از سنهء 378 مسيحى است . در طى اين دوره در اواسط قرن چهارم مسيحى و شايد چندى قبل از آن دولت اكسوم ( حبشهء افريقا ) ممالك يمن يا قسمت عمدهء آن را به تصرف خود درآورده و مدتى در دست داشت ، اگرچه تسلط آن دولت به بيش از نواحى ساحلى امتداد پيدا نكرد ولى بعدها ملوك يمنى - يعنى همان سلسلهء سابق - قوت گرفته و حبشىها را از عربستان بيرون راندند و در اوائل نيمهء دوم قرن چهارم مسيحى باز همهء يمن در قلمرو پادشاهان مزبور كه نزد مورخين بملوك « حمير » يا تبابعه ( جمع تبع ) معروفند درآمد كه نام نه پادشاه متوالى از اين طبقه با تاريخ سلطنت آنها و ظاهرا يك پادشاه از غير آن سلسله از كتيبه‌ها بدست آمده است كه اولين آنها « ملكى كرب » يهيئمن ( يا يهيعم ) و آخرين آنها « ذو نواس » بود ، دائرهء اقتدار دولت يمنى ( باصطلاح معروف حميرى ) در اين دوره بسط زيادى گرفته و برحسب بعضى قرائن از « يثرب » تا اقيانوس هند و از سواحل جنوب بحر احمر تا سواحل « عمان » و « هرمز » تحت نفوذ آن دولت بود و چنان كه گفته شد همين دولتست كه سلاطين آن بعنوان تبع ( جمع : تبابعة ) معروف شدند . . . از « تاريخ عربستان و قوم عرب » سخنرانى آقاى سيد حسن تقىزاده در دانشكدهء علوم معقول و منقول ، قسمت 3 - 6 ، سال تحصيلى 30 - 1329 ، از انتشارات اين دانشكده ص 18 - 29 . در « لسان العرب » ذيل مادهء ( ت ب ع ) براى « تبع » وجه اشتقاقى ذكر شده و نيز در « المعارف » لابن قتيبة ، ص 630 - 637 ، فصلى راجع به ملوك « تبع » آمده است .