شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
336
نفثة المصدور ( فارسى )
به « زين » از مقولهء اضافهء « نمد » يا « تبر » به « زين » باشد ، جز اينكه در دو تركيب اضافى « نمدزين » و « تبرزين » ، همانند « سرلشكر » و « صاحبدل » و « سرخيل » و نظاير آن ، اضافه مقطوع و كسرهء آن ساقط شده و در اصطلاح دستور نويسان فكّ اضافت گرديده است . اگر اين نظر چندان ناصواب تلقّى نشود عبارت را ظاهرا بر اين تقريب توجيه توان كرد كه : « صبر » به « اسپ » ، و « محنت » به « لگامى » مانند شده است و همچنانكه اگر لگام را زياده از حدّ دركشند ، اسپ تحمّل نكند و سر باز زند و ناتوان و درمانده شود ، صبر نيز چون محنت را بنهايت و از حدّ تحمّل و طاقت بيرون يافت ، يكباره عنان شكيبايى از كف بداد و بيتابى و قلق آغاز كرد . ( 465 ) - ص 112 س 1 فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها . . . الآية نخواستند كه فراپذيرند آن را . ( 466 ) - ص 112 س 2 لاستثقلنها و لن يقبلنها . هراينه آن را گران يابند و هرگز فرانپذيرند . ( 467 ) - ص 112 س 5 و 6 اى محنت ارنه . . . الخ اين بيت از مسعود سعد سلمانست . « ديوان مسعود سعد سلمان » ص 503 . ( 468 ) - ص 112 س 9 و 10 يكى غم از دل من . . . الخ اين بيت ، چنان كه در ص 112 ، حاشيهء شمارهء 4 ، گفته آمده است ، با تفاوت « نسپارد » به « نسپارى » ، از ظهير الدّين فاريابى است « 1 » . « ديوان ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده .
--> ( 1 ) - ظهير الدين فاريابى اين بيت را ، با تفاوتى اندك ، در قطعهاى بمطلع : جمال دين سر احرار روزگار حسن * ايا بجنب بزرگيت صحن عالم خرد چنين آورده است : يكى غم از دل من پاى بازپس نكشيد * مگر كه دست بدستم به ديگرى بسپرد « ديوان ظهير الدين فاريابى » بتصحيح نگارنده .