شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
308
نفثة المصدور ( فارسى )
كه بمذاق إشراقيان ساخته آمده و از قديم باز در ميان طالب علمان و شيفتگان حكمت و عرفان شهرت خاصّ داشته است . رك : « أسرار - الحكم » ص 275 - 288 . قس : چگويمت كه بميخانه دوش مست و خراب * سروشِ عالَمِ غيبم چه مژدها دادست كه اى بلند نظر شاهبازِ سِدْرَه نشين * نشيمنِ تو نه اين كُنجِ محنت آبادست ترا ز كنگرهء عرش مىزنند صفير * ندانمت كه در اين دامگه چه افتادست « ديوان حافظ » ص 27 و نيز ، قس : حجاب چهرهء جان مىشود غُبار تنم * خوشا دَمى كه از آن چهره پرده برفگنم چنين قفس نه سزاىِ چو من خوش الحانيست * روم بگلشن رضوان كه مرغ آن چمنم چگونه طَوْف كنم در فضاىِ عالَمِ قدس * كه در سراچهء تركيبْ تختهبندِ تنم « ديوان حافظ » ص 235 ( 398 ) - ص 91 س 2 مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ . . . الآية از آنجا كه نبيوسد . ( 399 ) - ص 91 س 2 و 3 و اللّه خلقكم « 1 » . . . الخ و خدا بيافريد شما را ، پس بميراند شما را ، پس زنده كند شما را . ( 400 ) - ص 91 س 4 إنّ للّه فى البريّة . . . الخ همانا خداى را بر بندگان مهربانى
--> ( 1 ) - چنان كه در ص 91 حاشيهء شماره ( 1 ) مذكور افتاده اين عبارت تلخيصى است از قرآن كريم : 30 / 40 ، و ترجمت آن مستفاد است از « ترجمه و قصههاى قرآن » مبتنى بر تفسير أبو بكر عتيق نيشابورى .