شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
307
نفثة المصدور ( فارسى )
ص 15 ، « نزهة القلوب » ص 198 . و ظاهرا مراد از اين عبارت ، بىآنكه در بيان و توجيه دقايق لفظى و معنوى آن إصرارى رود ، آنكه : دگرگونى حال و غلبهء ضعف و سستى و شدّت جراحات من ( : مؤلّف ) بر اين دلالت كرد كه سيمرغ روح از آبشخور اين جهان عاريتى و فانى بقاف آن جهان باقى عزم رحيل كرده است . در اين عبارت ، صرفنظر از عنايت مؤلّف در مراعات نظير ميان « دال » و « عين » و « قاف » از يك سو ، و « دال » ( : عقاب ، از « برهان م » ) و « عنقا » از سوى ديگر ، ظاهرا بدين معنى نيز ايهامى توان يافت كه . . . سيمرغ روح از حرف « عين » - كه نخستين حرف در كلمهء « عاريت خانه » است - به حرف « قاف » - كه حرف دومين در كلمهء « عقبى » و ميان اين كلمه قرار گرفته است - عزم سفر كرده است ، و بعبارت ديگر . . . سيمرغ روح هم در آغاز اقامت در اين جهان فانى آهنگ سراى باقى كرده است تا در دل قاف عقبى سكنى گزيند « 1 » . ( 397 ) - ص 90 س 8 و 9 حمام سدره نشين . . . الخ ناظر است به قصيدهء بسيار معروف شيخ الرّئيس أبو على سينا ، بمطلع : هبطت إليك من المحلّ الأرفع * ورقاء ذات تعزّز و تمنّع
--> ( 1 ) - اصرار مؤلف در مراعات بدايع لفظى كلام ، تا بدان غايت كه گاه سخن وى را سخت متكلف و مصنوع جلوهگر مىكند ، باب اين احتمال را گشاده مىدارد كه وى در اين عبارت بنكات لفظى ديگر نيز نظر داشته بوده ، از جمله اينكه : . . . سيمرغ روح از نيم دايرهء حرف « عين » در كلمهء « عاريت خانه » ، كه از يك سوى بخارج گشاده است ، به دايرهء حرف « قاف » در كلمهء « عقبى » ، كه مسدود است و از آن بسويى راه نيست ، آهنگ سفر جاودانى كرده است .