شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
295
نفثة المصدور ( فارسى )
يعنى تازيانه و يا عصا و يا عصاى نيزهدار و يا شمشير بدست مىگرفت و بر آن ، يا بر نيزه و كمان تكيه مىكرد « 1 » و بوقت مفاخرت و منافرت ، فراخور سخن ، دستها را بدين سوى و آن سوى حركت مىداد و گاه بسر تازيانه و يا عصا و يا شمشير اشاراتى مناسب مىنمود ، و چون وى اين شمشير را صرفا براى مراعات سنن خطابت بهمراه داشت و هرگز آن را به كار نمىبرد ، در ادب فارسى ، هر چيز را كه در غير مورد خود به كار رود و بدان سبب بر آن اثرى بار نشود و مهمل گردد و از آن تنها صورتى برجاى ماند به « شمشير يا تيغ خطيب » مانند كردهاند . خاقانى گويد : درونِ كام رها كن زبان كه تيغِ خطيب * براى نام بود در برش نه بهر وغا « ديوان خاقانى » ص 9 امّا در اينجا مراد اينست كه : براى نابودى آن بىپناهان و آوارگان از هر افزار و آلتى كه ممكن بود نفسى را بدان تباه كرد استفاده كردند ، تا بدان غايت كه شمشير خطيب را نيز كه هرگز به كار نمىرفت ، مهمل نگذاشتند و آن را براى آزمايش بر گردن آن مردم بىسرور و قائد آشنا ساختند . أبو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ در « البيان و التّبيين » كتاب العصا ، ج 3 ص 3 - 10 فصلى راجع بدين رسم آورده و در اين باب بأشعار بسيارى استشهاد كرده است ، و نيز السّيّد محمود شكرى الألوسى در « بلوغ - الأرب فى معرفة أحوال العرب » ج 3 ص 153 ، آنجا كه دامن بحث را به عادات عرب در خطب و وصايا مىكشاند ، بدين عادت نيز اشارتى
--> ( 1 ) - گاه بروز جنگ بر كمان ، و بهنگام صلح بر مخصره تكيه مىنمود . « بلوغ الأرب فى معرفة احوال العرب » ج 3 ص 153 .