شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
296
نفثة المصدور ( فارسى )
مىكند . براى اطّلاع بيشتر در اين باب بدين دو كتاب رجوع افتد . نيز ، ر ك : « راحة الصّدور » ص 303 س 17 و ص 323 س 3 و ص 507 س 5 - 8 و « أمثال و حكم » ج 1 ص 298 و « ترجمهء رحلهء ابن بطوطه » ص 150 و « رحلة ابن جبير » ص 60 و 61 . ( 375 ) - ص 83 س 5 - 8 اى شوم پى . . . الخ عطاملك جوينى در « تاريخ جهانگشاى » ج 2 ص 280 و 281 در ضمن ذكر احوال شرف الدّين خوارزمى به شآمت قدم جمال على عراقى اشارت كرده و گفته است : « . . . و در آن وقت كه آن شقىّ ( يعنى شرف الدّين خوارزمى ) در تبريز بود جمال الدّين على تفرشى ، كه يكيست از اكابر عراق كه جمعى معارضان او سبب حسد يا از روى حقيقت او را به شآمت قدم موسوم كردهاند ، به دو متّصل شد و در افعال و اعمال او معاون گشت و سبب تعاون و تظاهر او بر إثم و عدوان بعد ما كه از دست تفأّل مردمان پاىبستهء عزلت و انزوا بود او را بركشيد و إنّ الظّالمين بعضهم أولياء بعض ، چون در پى او حالت او واقع شد « 1 » هركس از اهل عصر در اين باب نظمى تلفيق داده اند ، يكى راست از آن طايفه : يا لهف على فوت ثمال الدّين * كانت ببقائه معالى الدّين بالجصّ على مرقده قد كتبوا * هذا عمل الصّدر جمال الدّين و در تبريز شاعريست او را زجاجى گويند ، اين قطعه گفته است :
--> ( 1 ) - يعنى چون پس از نصب جمال الدين شرف الدين فوت شد . ( « جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 281 حاشيهء شمارهء 2 ) .