شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

242

نفثة المصدور ( فارسى )

مناسبست با مضمون اين بيت سعدى : عجب گر تو رحمت نيارى بر او * كه بگريست دشمن بزارى بر او « بوستان سعدى » ص 229 ( 274 ) - ص 60 س 1 شفا جرف هار كنارهء كال « 1 » رهيده . ( 275 ) - ص 60 س 3 و 4 هر آنكو بر تو . . . الخ اين بيت از حكيم سنائى غزنوى است و صدر آن در ديوان وى ص 616 چنين آمده است : « كسى كاندر تو دل بندد همى بر خويشتن خندد » . ( 276 ) - ص 60 س 6 سخّم اللّه وجهه خداوند روى وى را سياه گرداناد . رك : « تاريخ يمينى » ج 2 ص 418 و « الفتح الوهبى على تاريخ أبى النّضر العتبى » ج 2 ص 418 . ( 277 ) - ص 60 س 6 و 7 قدّم أيرك . . . الخ نخست شرم خويش را پيش آر ، سپس خيرت را . اين مثل در « مجمع الأمثال » ج 2 ص 69 و « محاضرات الأدباء » ج 2 ص 317 چنين آمده است : « قدّم خيرك ثمّ أيرك « 2 » » و ظاهرا مؤلّف در مقام هجو صاحب آمد آن را به صورت مذكور در متن تغيير داده است . ( 278 ) - ص 60 س 8 لَقَدْ ظَلَمَكَ . . . الآية بدرستى كه ستم كرد بدرخواستن يك ميش تو واميشان خويش « 3 » . ( 279 ) - ص 60 س 9 و 10 من فرّق . . . الخ هركه ميان فرزند و مادر جدايى افگند ، بروز

--> ( 1 ) - « كال » : زمين شكافته و آب كند را گفته‌اند . از « برهان قاطع » رك : « ترجمان القرآن » ص 33 . ( 2 ) - راغب اصفهانى در « محاضرات الأدباء » ج 2 ص 317 گويد : عوام را بازاى امثال معروف و مصطلح امثاليست ، و از آن جمله است : « قدم خيرك ثم أيرك » بازاى : « قدم خيرا تجده » . ( 3 ) - در « قصص الأنبياء » تأليف ابو اسحق نيشابورى ص 271 - 274 در « قصهء پنجاه و نهم » داود عليه السلام ، آمده است :