شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

225

نفثة المصدور ( فارسى )

ذيل : « ذو القرنين » و مقالت مولانا ابو الكلام آزاد در مجلّهء « ثقافة الهند » شماره‌هاى اوّل و دوم و سوم . ( 230 ) - ص 50 س 11 و 12 در خيبر كفّار . . . الخ در تاريخ غزوات حضرت رسول اكرم صلعم آمده است كه : آن حضرت در اوايل سال هفتم از هجرت بعزم تسخير خيبر از مدينه نهضت فرمودند و قلاع آن ديار را يگان يگان بگشودند ، لكن چون بقلعت قموص رسيدند كار بر مسلمانان سخت شد و گشودن آن به آسانى دست نداد . از بريدة الأسلمى روايت كرده‌اند كه : رسول خدا بدان هنگام به درد شقيقه ، كه گاه‌بگاه بر آن حضرت عارض مىشد ، دوچار گشته بودند ، و خود بنفس خويش به معركه قدم نمى نهادند . از اين‌رو باشارت ايشان ابو بكر رايت آن حضرت بدست گرفته بعزم جهاد بيرون رفت ، لكن كارى از پيش نبرد و شكسته بازگشت . ديگر روز عمر را بانجام دادن اين مهمّ گسيل فرمودند وى نيز همچنان مرعوب و مغلوب قلعگيان شد . چون حضرت را از اين شكست آگاه ساختند فرمودند : فردا رايت را بدلاورى - كه هرگز از معركه روى برنتابد و خدا و رسول وى را دوست دارند و او نيز همچنان خدا و رسول را دوست دارد - سپارم تا خداى تعالى قلعت را بر دست وى بگشايد . بامداد روز بعد حضرت رسول اكرم صلعم علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را طلب فرمودند . ايشان ، كه از درد چشم و سر ، سخت نالان بودند ، به خدمت آمدند ، ببركت دعا و عنايت خاصّ پيغامبر خدا در ساعت ألم از وجود آن حضرت زايل شد . آنگاه رايت خويش را براى يكسو كردن كار قلعت و قلع مادّت كافران بايشان سپردند . امام علىّ بن أبى طالب عليه السّلام روى به كار آنان آوردند و گروهى از مبارزان دلير قلعت را به خاك هلاك و بوار افگندند ، از آن‌جمله در نبردى هول‌خيز و خونين مرحب نام