شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

207

نفثة المصدور ( فارسى )

كه بشمشير انجيده‌اند ، گويى كه نبودى دى . ( 202 ) - ص 44 س 1 يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ . . . الآية روزى كه بگريزد مرد از برادر خويش [ چون قابيل از هابيل ] و از مادر خويش [ چون مصطفى از آمنه « 1 » ] و از پدر خويش [ چون ابراهيم از آزر « 1 » ] و از عيال خويش [ چون لوط از واعله ] و از پسران خويش [ چون نوح از كنعان ] . ( 203 ) - ص 44 س 3 و 4 و از درق تير . . . الخ چنان كه در حاشيهء شمارهء 3 ص 44 مشهود مىافتد ، از چهار نسختى كه در تصحيح اين كتاب مورد استفاده قرار گرفته ، در دو نسخهء « سى » و « مى » « ورق تير » و در دو نسخهء ديگر « درق تير » آمده است . وجه مختار در متن مبتنى است بر مناسبت موجود ميان « تير » و « هدف » و « درق » ( : نوعى از سپر « أساس البلاغة » ) . لكن محتملست « ورق تير » بسبب مناسبت موجود ميان « تير » ( : ستارهء عطارد ، كه بپندار منجّمان قديم كوكب ديوانيان و كاتبان « شرح بيست باب ملّا مظفّر » در منسوبات كواكب ، بدون شمارهء صفحه ، يا دبير فلك « آنندراج » بشمار مىآمده است ، و نيز در معنى سهم عربى ) و « هدف » و « ورق » ( : كاغذ بريده ، و نيز كنايه از سپر زرّين « آنندراج » ) انسب نمايد . ( 204 ) - ص 44 س 4 و به نيزه‌گاه با سماك . . . الخ مراد آنكه : وى در نيزه بازى و مطاعنه تا بدان غايت ماهر و به كار آمده و استاد بود كه باسماك ( : كه دو ستاره است در دو ساق « أسد » كه يكى را سماك أعزل و د ديگر را سماك رامح گويند . رك : « آثار الباقية » ص 408 و « صور الكواكب » ص 51 و 52 و 189 و 190 ، و در اينجا بقرينهء « نيزه » « سماك رامح » مراد است . ) ستيزه مىكرد و برمىآويخت . مصنّف در اينجا نيز بشيوهء معهود خويش به مناسبت موجود ميان « سماك » ( رامح ) و « نيزه » نظر داشته بوده است .

--> ( 1 ) - به اعتقاد مترجم « ترجمه و قصه‌هاى قرآن » كه ترجمهء آيات قرآنى كتاب حاضر از آن مأخوذ است .