شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
208
نفثة المصدور ( فارسى )
( 205 ) - ص 44 س 4 و 5 بهرام را وقت اصطياد . . . الخ مراد آنكه : وى در شدّت قهر و قوّت و صلابت و دليرى تا بدان پايه بود كه ستارهء بهرام يا مرّيخ را كه بزعم منجّمان قديم كوكب اميران ظالم و تركان و مظهر مكابره و جسارت بشمار مىرفته است ( مأخوذ از « شرح بيست باب ملّا مظفّر » در منسوبات كواكب ، بدون شمارهء صفحه ) بهنگام شكار ( بروز معركه ) مقهور سرپنجهء خويش مىساخت و گور مىپنداشت . موهم است باينكه : در روز نبرد بهرام پنجم ( مشهور ببهرامگور ) را كه خود در تيراندازى و شكار گور مهارتى شگفتانگيز داشت ، خرگورى بيش نمىپنداشت . ( 206 ) - ص 44 س 6 و 7 لحقته غائلة . . . الخ ( از غايت سيهروزى ) وى را سختى و دشوارى بدبختى در رسيد و نيزهء تيز مستقيم را در كف او همانند دوك گردانيد . اين بيت در « سيرة جلال الدّين » طبع حافظ أحمد حمدى ص 165 نيز آمده است . ( 207 ) - ص 44 س 9 أين المحامونا . كجايند حاميان ؟ ! ( و مدافعانى كه جنگ را پذيره شوند . ) مأخوذ است از عجز بيت ذيل : إنّى « 1 » لمن معشر أفنى أوائلهم * قيل « 2 » الكماة : « ألا أين المحامونا » همانا من از آن دودمانم ( از زمرهء آن دليران و رزمجويانم ) كه نياكان ايشان را اين گفتهء دلاوران و سلحشوران : « هان كجايند مدافعان و حاميان ؟ » هلاك گردانيده است .
--> ( 1 ) - در « الشعر و الشعراء » ج 2 ص 620 و « عيون الأخبار » كتاب الحرب ج 1 ص 190 : انا ( 2 ) - در « شرح ديوان الحماسة » تأليف أبى على أحمد بن محمد بن الحسن المرزوقى ج 1 ص 107 : قول .