شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

170

نفثة المصدور ( فارسى )

( 112 ) - ص 26 س 5 خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها . . . * الآية افتاده بود بر كاز « 1 » هاى آن . ( 113 ) - ص 26 س 6 قاعاً صَفْصَفاً . . . الآية هامونى سخت راست و نسو « 2 » . ( 114 ) - ص 26 س 6 - 8 وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ . . . الآية و چندا كه ما هلاك كرديم از شهرى كه دنه « 3 » گرفته بودند در زيش ايشان ، آنت نشست گاههاى ايشان ، آرام نگرفتند در آن از پس ايشان مگر اندكى ، و ما بوديم از ميراث گيرندگان . ( 115 ) - ص 26 س 10 بجاى عرق خون . . . الخ اين مصراع از ظهير الدّين فاريابى است در قصيده‌اى بمطلع : هو العيد يسقى بكأس المدام * هنيئا لمن فاق كلّ الأنام و تمامت بيت در ديوان وى چنين آمده است : بد انديش را از تف قهر او * بجاى عرق خون چكد از مسامّ « 4 » « ديوان ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده ، « المعجم فى معايير أشعار العجم » « 5 » ص 342 .

--> ( 1 ) - كازه : بفتح زاى نقطه‌دار ، مطلق منزل و خانه را گويند عموما و خانه‌اى كه مزارعان از چوب و علف بر كنار زراعت سازند خصوصا و تالار و عمارت چوبى را نيز گويند . ( برهان قاطع ) ر ك : « لغت فرس » ص 428 . ( 2 ) - بفتح و كسر اول : چيزى نرم و ساده و هموار . ( برهان قاطع ) ( 3 ) - دنه : بفتح اول و ثانى ، شادى و صدا و ندا و زمزمه از غايت خوشحالى ، و بعضى گويند : دنه صدا و آواز خوانندگى زنان مطربه است ( برهان قاطع ) ايضا ، ر ك : « لغت فرس » ص 301 حاشيهء شمارهء 5 . ( 4 ) - ظهير الدين فاريابى از اين مضمون در قوالب شعرى ديگر نيز استفاده كرده است . چنان كه گويد : بر تن خصم بسته راه مسام * نوك پيكانت از ترشح خوى * * * ز تف كين تو دشمن بآرزو خواهد * كه خون ز رهگذر خوى برون شود ز تنش * * * از نهيبش قطره قطره جوى جوى * از مسام دشمنش خون مىجهد ( 5 ) - شمس قيس رازى در « المعجم فى معايير أشعار العجم » ص 342 آورده : ظهير اين بيت را از فرخى برده است آنجا كه گويد : از نهيب خنجر خونخوار تو روز نبرد * خون برون آيد بجاى خوى عدو را از مسام