شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

149

نفثة المصدور ( فارسى )

القضا غشى البصر » . « كتاب الأمثال » ص 32 مولانا فرمايد : آدما تو نيستى كور از نظر * ليك إذا جاء القضا عمى البصر « مثنوى معنوى » طبع نيكلسن ج 4 ص 297 بيت 332 قس : إذا جاء القضاء ضاق الفضاء « التّمثيل و المحاضرة » ص 328 و قس : « إنّ اللّه إذا أراد إنفاذ أمر سلب كلّ ذى لبّ لبّه » « احاديث مثنوى » ص 13 ، رك : « امثال و حكم » ج 1 ص 91 و « اخلاق محتشمى » ص 110 ( 80 ) - ص 17 س 13 و 14 وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ . . . الآية و چون خواهد خداى [ تعالى ] بگروهى بديى ، بازگردانيدن نبود آن را هرگز ؛ و نبود ايشان را از فرود او هيچ دوست [ و پناه كه التجا به دو كنند . ] ( 81 ) - ص 18 س 4 بنغمات خسروانى . . . الخ اين جمله و جملهء پس از آن در « سمط العلى للحضرة العليا » ص 46 س 10 و 11 نيز آمده است . ( 82 ) - ص 18 س 7 صراحى غرغره در گلو افكنده اين جمله با اختلاف « افگنده » به « انداخته » در « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 110 س 7 و 8 نيز آمده است . ( 83 ) - ص 18 س 3 بضرب ناى و بربط غبوق . . . الخ گاه مضامين و معانى اين جمله و چندين جملهء پس از آن ، و گاهى عبارات و الفاظ آن ، با تفاوتى اندك ، در « جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 186 و 187 آمده است . اينك عبارات « جهانگشاى جوينى » : « . . . در استعداد آلت جنگ چنگ در دف و چنگ زدند ، بطون إناث بر متون فحول اختيار كردند و مبطّنات دقاق را بر مرهفات عتاق برگزيد ، از صراحى خون صراح جوشيد و ايشان راح پنداشتند ، از رگ چنگ نالهء زار مىآمد بم و زير مىخواندند ، همان شاه بود كه از زين تخت ساخته