شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

121

نفثة المصدور ( فارسى )

هَجْرِ تو اگر بجان رساند كارم * رازِ تو ز سينه بر زفان « 1 » نگذارم از ديده اگر برون تراود « 2 » چكنم ؟ ! * من بسته زبانم و دلى پُر دارم شكوت ، و ما الشّكوى لمثلى عادة « 3 » * و لكن تفيض « 4 » النّفس « 5 » عند امتلائها 503 بسا ده رانده كه از اين « 6 » حادثه به اطراف افتادند « 7 » ، و همشهريان تفقّد او بقصّاد واجب ديدند ، جز محمّد منشى كه محمّد منسىّ 504 انگاشته‌اند « 8 » ، ازيرا « 9 » از دفتر مذكوران نام او برداشته ، در اين مدّت كه خبر خداوندى جز از نسيم - كه نه سيم مىخواهد و نه زر - نشنيده است ، و از آنها كه جمال او ديده‌اند ، جز خرشيد « 10 »

--> ( 1 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : زبان ( 2 ) مى : برآيد ، كر : ترابد ( 3 ) « ما » : فلغة بنى تميم أنّها لا تعمل شيئا ، فتقول : « ما زيد قائم » . . . و لغة أهل الحجاز إعمالها كعمل « ليس » . . . نحو : « ما زيد قائما » قال اللّه تعالى : « ما هذا بشرا » . . . الخ « شرح ابن عقيل على الفيّة ابن مالك » ج 1 ص 171 و 172 ( 4 ) هت ، سى : يفيض ( 5 ) متن مطابقست با : همهء نسخ و « العقد الفريد » ج 2 ص 361 و ج 3 ص 462 ، در « نهاية الأرب » ج 6 ص 84 : تفيض الكأس ( 6 ) مى : درين ( 7 ) مى : رفته‌اند ( 8 ) كر : نگاشته‌اند ( 9 ) همهء نسخ : ازو و از ، تصحيح قياسى و از استاد فروزانفر است . ( 10 ) همهء نسخ : خورشيد ، ر ك : ص 4 ح 5