شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
119
نفثة المصدور ( فارسى )
خواهم گفت . از آنها نيستم ، كه بفراغت ريزهاى كه در غربت - حيث كان 496 - دست دهد ، دل از مسقط الرّاس و منشأ و مبدأ و اساس برتواند داشت ، و نه از آن قبيله كه با هر قومى - كائنا من كان 497 - درآميزم . گزاف گوى بوده است ، آنكه « 1 » ( ع ) : « و كلّ مكان ينبت العزّ طيّب « 2 » » 498 بر زبان رانده است ؛ درد فراق نيازموده است ، آنكه : « تلقى بكلّ - 25 بلاد إن حللت بها * أهلا بأهل و جيرانا بجيران » 499 گفته است ، لكن « 3 » تا « 4 » سوء الحظّ خويش از اقسام الطاف خداوندى بازدانستهام . من نيز خواستهام ، كه چنان كه در طبايع مركّبست ( ع ) وكلت للخلّ 500 كما كال لى - 26 ، را كارفرمايم « 5 » ، و إقتدا بر آن « 6 » مخدوم ، اگر قلم در نام آنكه نامم نمىبرد ،
--> ( 1 ) هت ، كر : اينكه ( 2 ) اين مصراع در همهء نسخ مغلوطست ، از روى « شرح التّبيان للعكبرى على ديوان ابى الطّيّب احمد بن الحسين المتنبّى » ج 1 ص 131 ، تصحيح شد . ( 3 ) سى : ليك ( 4 ) همهء نسخ : با ، تصحيح قياسى و از استاد مينوى است . ( 5 ) سى : فرماييم ( 6 ) سى : برين