شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

69

نفثة المصدور ( فارسى )

هذا الدّهر « 1 » كيف تردّدا ، مقصد هرخس شده ، بضرورت در آن راه زىّ ديرينه تغيير ببايست « 2 » كرد ، و حديث قديم به زبان بيگانه مبدّل گردانيد ، مع هذا كلّه ، در « 3 » هر درى از شحنگان قرى و استواران ضياع كه بر او گذر افتاد ، از خويشتن امير بارى و از ما جرمكارى ساخت . ديوان مظالمى بنهاد ، و از سر ، تفحّصى « 4 » تازه و تجسّسى « 5 » بىاندازه واجب داشت ، و تا شجرهء انتساب بديشان باز بسته نگشت ، از او رسته نيامد ، و چون بر خلاف معهود « 6 » بروز عسس مىگرفت ، برعكس معهود ، خفّاش‌وار كه خفاش رهاند ، همه شب با كاروان مىگذشتم ، و همه روز همچون بوم از بيم سياه كلاغان بيمروّت در گوشه‌اى مىنشست . بدين صفت ترسان و هراسان ، ده دوازده « 7 » روز راه را ( ع ) قطع الكواكب حندس الظّلماء 320 ، قطع مىكردم ، تا بإربيل « 8 » نرفتم ، از مطالبات سرد و مباحثات هر ناكس و نامرد « 9 » فارغ نگشتم ، و به حكم آنكه در سوالف ايّام و فيما مضى من الأعوام « 10 » ،

--> ( 1 ) هت ، كر : درّ الدّهر ( 2 ) سى : بايست ( 3 ) سى : مع هذا در ( 4 ) هت : تفحّص ( 5 ) هت : تجسّس ( 6 ) مى : معهود خفّاش كه خفاش ( 7 ) مى : در دوازده ( 8 ) چنين است در همهء نسخ ، ظ : قطع مىكردم و تا بإربيل . . . الخ ( 9 ) سى : ناكس و مرد ( 10 ) هت ، كر : مضى الأعوام