شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

64

نفثة المصدور ( فارسى )

شكستهء غريب « 1 » ، سه ماه در آن دار الفسوق مانند مخنوق در حبل خناق كه شدّت « 2 » زيادت گرداند ، اضطراب نمودم ، و در استخلاص بواسطهء ارباب قدرت و اهل اختصاص ، كه براستى « 3 » همه مشفق و معتنى بودند ، بهر طريق « 4 » مىكوشيد ، و از هزار نوع حبال حيلت كه از آن دام چگونه خلاص يابم ، نصب مىكرد « 5 » ، چه بتبريز محقّرى نقد و جنس گذاشته بودم ، و مىخواستم ، كه پيش از آنكه اهل تبريز خبر صاخّهء عظمى و طامّهء كبرى بشنوند ، و مردم چون دل از دولت برگيرند ، چنان كه در طبايعست ، دست باموال ارباب دولت دراز كنند ، تا « 6 » بر آن جمله كه واقع شد ، جهت دفع مضرّت را « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ » « - 1 » 296 سر بطاعت تاتار درآورند ، و دفاين و خزاين منتميان پادشاه اسلام بديشان سپارند ، پيش از عود تاتار مسابقتى نمايم ، و آن محقّر در معرض قبض « 7 » آورم ، و بمدد آن حجّ اسلام گزارم .

--> ( 1 ) سى : شكسته و غريب ( 2 ) سى : حبل كه شدّت ( 3 ) سى : اختصاص و راستى كه ( 4 ) سى : بودند و بهرطريق ( 5 ) كر : مىكرده ( 6 ) سى : يا ( 7 ) مى ، كر : در قبض ( - 1 ) قرآن كريم : 23 / 97