شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

40

نفثة المصدور ( فارسى )

و إنذار واجب مىشمردم ، و ساء عاقبة المنذرين « - 1 » 187 . بعضى بخواب غفلت پهلو بر بستر تن‌آسانى « 1 » نهاده ، و طايفه‌اى در شراب ارغوانى دور دوستكانى درداده ، تا عاقبت تن‌آسانى هراسانى بار آورده ، و دوستكانى دشمن‌كامى ( ع ) يك روز كه خنديد 188 ، كه سالى نگريست ؟ ! در وقت عطعطهء كفاح « 2 » و حمحمهء جياد و قعقعهء سلاح و ولولهء أجناد ، قلقل « 3 » جام مى و چپچاپ « 4 » بوس و چشچش « 5 » قليه و فشفش « 6 » شلوار بند گزيده ، و هنگام تجفاف « 7 » مغفر زير لحاف و بستر « 8 » خزيده ، و طرفه آنكه من بنده كه چون آهوى دام دريده و مرغ قفص شكسته آمده بودم ، و در تحذير آن همه مبالغت مىنمودم ، چون همه ابلهان ، إلحاقا للفرد بالأعمّ 189 ، در شهر كوران دست بديده بازنهادم 190 ، و مصلحت كلّى فرا آب داد . اجل دو اسپه درپى « 9 » ، عقاب عقاب در شتاب ، و مجلس اعلى در شراب ، نهنگ جان شكر در آهنگ ، و ايشان در

--> ( 1 ) سى : تن‌آسائى ( 2 ) سى : لقاح ( 3 ) سى : كل كل ( 4 ) سى ، مى : چكچاك ( 5 ) هت : بوس چشچش ( 6 ) هت : قليه فشفش ، سى : قليه و فژفژ . مى ، كر : قليه و فش ( 7 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : عفاف ، ظ : تجفاف و مغفر ( 8 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : لحاف بستر ( 9 ) ظاهرا مراعات سجع و موازنه ، كه مصنّف را بدان رغبتى تمام بوده ، ايجاب مىكند كه در اينجا جمله‌اى قريب بمضمون « و ايشان در تعاطى كاسات مى » از عبارت افتاده باشد . ( از افادات استاد مينوى ) ( - 1 ) ظ : تركيبى است از « فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ » * قرآن كريم : 10 / 73 و 37 / 73 و « فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ » قرآن كريم : 37 / 177