شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
12
نفثة المصدور ( فارسى )
بر اين جمله - حاشا المولى - برهم نشكسته ، إذا أنت أعطيت السّعادة لم تبل * و إن نظرت شزرا إليك القبائل 55 اوقات روز در ساعات شب « 1 » مىپرداختم « 2 » ، و از شبهاى هلالى در سير متوالى ليالى بيض مىشناخت ؛ و راستى با خويش سر فرا بسته بودم ، كه چون بار آن عهده از ذمّت ضمير نهاده آيد ، و بموجب « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها » « - 1 » 56 أعباء آن عقيله « 3 » از گردن انداخته شود ، از خدمت ، كه عاقبت آن هراينه وخامت بار آورد ، و سرانجام آن بيشكّ بندامت كشد ، استعفا نمايم ، چه ، موجبات سآمت « 4 » از جوانب فراهم آمده بود ، و مقتضيات ملالت ، بر عموم و خصوص ، از هر روى روى داده « 5 » : اوّلا هادم لذّات و مخيّب آمال ، خروج لشكر تاتار ، أطبق اللّه عليهم البوار 57 ، كه باوجود ايشان تمنّى آسايش آنجا كه عقل است 58 ، عقل نيست ، و صاعقهاى كه سيلاب خون بر حزن و سهل راند ، سهل نى . دوم عداوت و بو العجبى وزير 59 ، رحمه اللّه ، كه با چندين سوابق
--> ( 1 ) مى : اوقات شب در ساعات روز ( 2 ) هت ، مى : همىپرداختم ( 3 ) هت ، كر : عقلا ( 4 ) سى : شآمت ( 5 ) مى : روى رو آورده ( - 1 ) - قرآن كريم : 4 / 57