شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
مقدمهء مصحح 2
نفثة المصدور ( فارسى )
اين سير تكاملى ، و تحقّق بخشيدن بدان بوسيلهء سرمشق قرار دادن آثار مصنوع و متكلّف ادب عرب ، و بوجود آوردن آثارى شبيه بدان در نثر فارسى . چنان كه نظامى عروضى سمرقندى در « چهار مقاله » ص 22 مقالت اوّل ، كه به ماهيّت دبيرى و كيفيّت دبير كامل اختصاص دارد ، براى تشحيذ خاطر و صقال دماغ دبير وى را « به خواندن كلام ربّ العزّه و اخبار مصطفى و آثار صحابه و امثال عرب و كلمات عجم و مطالعهء كتب سلف و مناظرهء صحف خلف چون : ترسّل صاحب و صابى و قابوس و . . . قدامة بن جعفر و مقامات بديع و حريرى و حميد و توقيعات بلعمى و احمد حسن و ابو نصر كندرى و نامههاى محمّد عبده . . . » سفارش و تأكيد كرده است « 1 » . مراد از نثر مصنوع و فنّى نثرى است كه بناى آن بر آرايش سخن و تناسب الفاظ و معانى نهاده شده است ، همچون آوردن سجع و موازنه و ترصيع و تضمين مزدوج و إيهام و تضادّ و مراعات نظير و إرسال مثل و حسن تعليل و مبالغه و إغراق و غلوّ ، و نيز إطناب در وصف بطريق استعمال مترادفات لفظى و ايراد جمل متوازن و متقارن و تضمين آيه و حديث و خبر و شعر و مثل و استشهاد بدانها ، و استفاده از مصطلحات علوم در بيان تعبيرات و إصرار درآوردن تشبيهات و استعارات بديع و إبداع كنايات جديد و ديگر بدايع لفظى و معنوى كلام . شايد بتوان نخستين نثر فارسى را كه در آن توجّه و ميل به صنايع لفظى و معنوى ، همانند استشهاد به آيات و احاديث و اخبار و امثال و حكم و كلمات بزرگان و اشعار تازى و پارسى و آوردن جمل متوازن و جاى بجاى أسجاع كوتاه و جناس و مراعات نظير و تضادّ ، بوضوح مشهود مىافتد « كليله و دمنه » شمرد ، كه در نيمهء اوّل قرن ششم بهمّت ابو المعالى نصر اللّه بن محمّد بن عبد الحميد منشى از عربى به فارسى ترجمه و انشا شده است . لكن در اين كتاب توجّه و رغبت به آوردن بدايع لفظى از جهاتى چند محدود
--> ( 1 ) - در بيان كيفيت تحول نثر ساده به فنى دلايل ديگرى نيز ، كه شايد هريك در حد خود مهم و حائز اهميت باشد ، مىتوان برشمرد كه درخور حوصلهء اين مختصر نيست . براى اطلاع بيشتر ، ر ك : « تاريخ ادبيات در ايران » تأليف دانشمند استاد آقاى دكتر ذبيح اللّه صفا ، ج 2 ، ص 878 ببعد .