رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
81
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
چنين حال و وضعى نيز از يكى از يادداشتهاى عباسنامه كه مربوط به اواسط قرن هفدهم ( - اواسط قرن يازدهم هجرى ) است برمىآيد . گروهى از طايفهء اردلان كه يكى از خاندانهائى بود كه از ديرباز بر كردستان فرمان مىراند در معيت سليمان خان اردلان ، بيگلربيگى كردستان به دربار آمدند . ملتزمين و همراهان سليمان خان به اطلاع شاه رساندند كه وى قصد دارد با تمام داروندار خود به خاك عثمانى بگريزد و « غلامان فدويت نشان اردلان او را از اين عزيمت مانع آمدند » . هنگامى كه اين مطلب از جانب ديگر نيز تأييد شد شاه او را از شغل خود خلع كرد « 328 » . در يك واقعهء ديگر ما مىبينيم كه قورچيان بهصورت مدافع منافع شاه در ايالات درآمدهاند . در سال 998 ( - 1590 م . ) هنگامى كه شاه عباس اول در شيراز بهسر مىبرد خبر رسيد كه يوسف خان افشار ، حاكم كرمان سر به طغيان برداشته است . او قورچيان و ملازمان درگاه را كه براى تنظيم امور ديوانى در كرمان بودند از شهر اخراج كرده بود و به تحكيم قلعهء آنجا فرمان داده بود « 329 » . 2 - اختيارات مالى صدور فرمان امارت بهنام شخصى معين ، يعنى سپردن فرماندهى تعدادى از ملازمان به دو معمولا با اعطاى تيولى همراه بود . دادن اين تيول در حكم دادن مزد و مواجبى محسوب مىشد و اين معنى هنگامى روشنتر مىشود كه مىبينيم حكومت را به عنوان تيول يك منصب ديگر به كسى مىدادند . در سال 925 ( - 1519 م . ) صدر خراسان بهنام غياث الدين محمد از طرف شاه به منصب اميرى رسيد و اختيارات خاصى گرفت كه طبق آن مىتوانست كارهاى حاكم خراسان را نظارت
--> ( 328 ) - عباسنامه ، ص 227 ( - خلدبرين ، ص a 221 ) ؛ جالب توجه اينست كه ظاهرا در اينجا مراد از غلامان دربارى خود اعضاى خاندان اردلان بودهاند . ( 329 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 433 .