رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

82

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

كند « 330 » . حبيب السير در اين‌باره ضمن ساير مطالب مىگويد كه شاه به صدر ، طبل و علم بخشيد و ترتيبى داد كه طبق آن حاكم مىبايست « . . . مالوجهات هرات را در وجه مواجب ملازمانش بازگذارد » « 331 » . مؤلف روضة الصفويه كه اطلاعات خود را از حبيب السير گرفته است به صورتى ديگر مىگويد : « . . . ولايت هرات رود به اقطاع او مقرر باشد » « 332 » . با در نظرگرفتن اين نكات مىتوان مطلب مندرج در لبّ التواريخ را فهميد هنگامى كه مىگويد سرانجام صدر « . . . به منصب امارت و حكومت رسيد » « 333 » . استقلال مالى حاكم در ازمنه و امكنهء مختلف ظاهرا به يك ميزان نبوده است . به همين دليل نمىتوانيم در اين مورد حكم قطعى بدهيم و بايد به ذكر امثله اكتفا كنيم . پس از آنكه القاس ميرزا ، برادر شاه طهماسب اول كه حاكم شيروان بود به عصيان و نافرمانى مظنون شد در سال 953 ( - 1546 م . ) ناگزير از اداى سوگند وفادارى گرديد . طبق اظهار خلاصة التواريخ وى ناگزير به اين تعهد تن درداد كه : « . . . هر سال مبلغ هزار تومان تبريزى نقد بر سبيل خراج به خزانهء عامره فرستاده يك هزار سوار نيز به جار و يساق فرستد » « 334 » . گويا مراد از هزار تومان مزبور « زرشاهلق » باشد كه همان مرجع كمى بعد ضمن اخبار سال 954 ( - 1547 م . ) از آن ياد مىكند . در نتيجه شاه « . . . زرشاهلق ( را ) كه مبلغى كلى مىشد و داخل دفتر ديوان بود به عجزهء آنجا تصدّق فرمود » « 335 » . از اين جمله چنين متبادر به ذهن مىشود كه

--> ( 330 ) - در اين مورد رجوع شود به فصل دوم اين كتاب : وزراى كل . ( 331 ) - حبيب - السير ، ص 379 . ( 332 ) - روضة الصفويه ، ص b 139 . ( 333 ) - لب التواريخ ، ص 31 . ( 334 ) - خلاصة التواريخ ، ص a 147 ؛ احسن التواريخ ، ص 315 نيز شباهت به اين دارد ( البته ترجمهء Seddon در اينجا نارساست ) . ( 335 ) - خلاصة التواريخ ، ص a 151 .